نوشته‌ها
ليست نوشته ها
تبليغات
دسامبر رييس دانش‌کده

دسامبر رييس دانش‌کده/ سال بلو/ ترجمه‌ي سهيل سمي/ ۱۳۸۹/ انتشارات ققنوس/ ۶۵۰۰ تومان
رگ سرخي به تن بوم

رگ سرخي به تن بوم/ مليحه صباغيان/ ۱۳۸۹/ انتشارات ققنوس/ ۵۲۰۰ تومان
تبليغ رايگان کتاب
نويسنده‌ها، مترجم‌ها و ناشران مي‌توانند براي معرفي و تبليغ رايگان کتاب‌هاي‌ جديدشان در سايت کتابلاگ يک نسخه از آن‌را به آدرس حسين جاويد پست کنند. کتاب‌هاي رسيده به مدت ۱۵ روز در اين ستون نمايش داده خواهند شد. براي دريافت آدرس با Javied1364@gmail.com تماس بگيريد.
نگره (دفتر ششم)

نگره/ نقد ادبيات داستاني/ ۱۳۸۹/ نشر فرهنگ کاوش/ با آثاري از: حسين جاويد، فتح‌اللاه بي‌نياز، سعيد سبزيان، جواد اسحاقيان، فرشته نوبخت و ...
جمعه - ۲۰ آذر ۱۳۸۸

آبروريزي در دهمين دوره‌ي جايزه‌ي نويسنده‌گان و منتقدان مطبوعات

مي‌خواهم، بدون به حاشيه رفتن، مبحثي را بگشايم و انتقادي صريح مطرح کنم، انتقادي به «جايزه‌ي نويسنده‌گان و منتقدان مطبوعات» که در روزهاي اخير نام‌زدهاي دريافت جايزه‌ي دهمين دوره‌ي آن اعلام شدند و در هفته‌هاي آتي برنده‌گان نهايي‌اش هم به علاقه‌مندان ادبيات داستاني معرفي خواهند شد. انتقاد من به چينش تيم داوري و اگر بخواهم دقيق‌تر بگويم، به يکي از داوران اين جايزه است. معمولن چون‌اين موضوعاتي در تعارفات و ملاحظات اهالي ادبيات ناديده گرفته مي‌شود و ايشان يا ميل ندارند خود را به «دردسر» بيندازند و يا اصولن حوصله. مخاطبان عادي هم که اصلن نمي‌دانند فلان کتاب که روي‌ جلدش با حروف خوانا و در جايي مناسب نوشته شده: «برنده‌ي جايزه‌ي ...»  از طرف چه کساني به اين افتخار نايل آمده است. من گمان مي‌کنم بايد با ريزبيني بيش‌تري به نقد و بررسي موضوع داوري جوايز ادبي پرداخت و سرپوش گذاشتن روي خطاها و رانت‌خواري‌ها در اين عرصه نه تنها دردي از کسي دوا نمي‌کند بل‌که خيانت است به ادبيات. نيز مايل‌ام خرسندي خودم را ابراز کنم که تيم داوري جايزه‌ي منتقدان مطبوعات، و به‌خصوص دبير اين جايزه، از گشودن فضاي نقد هراسي ندارند. تابوي نقد صريح و بدون تعارف يک‌ديگر، در عين روابط دوستانه‌، بالاخره بايد روزي در مطبوعات ما شکسته شود. در سايه‌ي نقد و گفت‌وگوست که مي‌توان پيش رفت. باري، بايد عرض کنم که به‌عنوان يک روزنامه‌نگار ادبي همواره براي «جايزه‌ي نويسنده‌گان و منتقدان مطبوعات» اعتبار ويژه‌اي قائل بوده‌ام؛ به‌تر است بگويم  در اين نزديک به يک دهه که رسم اهداي جوايز ادبي در ايران هم پا گرفته اين جايزه را «معتبرترين» جايزه‌ي ادبي ايران مي‌دانسته‌ام. دليل اين امر، دست‌کم از نظر خودم، بسيار موجه است؛ اين جايزه را کساني داوري مي‌کرده‌اند که به‌معناي واقعي کلمه «نويسنده» و «منتقد» بوده‌اند، آدم‌هايي که خاک ادبيات را خورده‌اند و در عرصه‌ي نقد يا نويسنده‌گي وزنه‌اي در شمار مي‌آيند. اين ويژه‌گي اين جايزه را به جوايز معتبر ادبي دنيا شبيه مي‌کند و پرواضح است که براي آن اعتبار به هم‌راه مي‌آورد. گمان نمي‌کنم نياز به يادآوري باشد که در جوايز ادبي معتبر دنيا کساني داوري مي‌کنند که سوابق و افتخارات‌شان بر همه‌گان روشن است: نويسنده‌گان، منتقدان و ناشراني کارکشته با کارنامه‌اي قابل دفاع. آن‌چه ام‌سال رخ داده اين است که نقطه‌ي قوت جايزه‌ي منتقدان با يک انتخاب نسنجيده به پاشنه‌ي آشيل آن تبديل شده است. تيم داوري اين جايزه را آقايان يونس تراکمه، سيدرضا شکراللاهي، محمدحسن شهسواري، احمد غلامي، حسن محمودي، علي‌رضا محمودي ايران‌مهر و مهدي يزداني‌خرم تشکيل مي‌دهند. همه‌ي انتقاد من به يکي از اين‌نام‌هاست: سيدرضا شکراللاهي، و حالا خواهم گفت چرا. يک‌بار اين جمله را به‌طور کامل بخوانيد و در ذهن خود تجزيه و تحليل کنيد: «جايزه‌ي نويسنده‌گان و منتقدان مطبوعات.» چه چيزي به ذهن‌تان متبادر مي‌شود؟ بي شک، درمي‌يابيد که قاعدتن برنده‌گان اين جايزه از طرف نويسنده‌ها و منتقدهايي که در مطبوعات قلم مي‌زنند برگزيده مي‌شوند. نويسنده و منتقد مطبوعات کيست؟ کسي که به‌طور منظم ـ نه اصلن، شما بگوييد نامنظم! ـ در روزنامه‌ها يادداشت‌هايي در نقد کتاب‌هاي مختلف منتشر مي‌کند. اگر به ليست داوران دهمين دوره‌ي جايزه‌ي منتقدان نگاه دوباره‌اي بياندازيد، خواهيد ديد که همه‌ي اين اشخاص واجد اين ويژه‌گي هستند مگر آقاي رضا شکراللاهي. من بيش از شش سال است که به‌طور حرفه‌اي پي‌گير صفحات ادبي روزنامه‌ها و مجلات مختلف هستم و به‌جرات مي‌توانم ادعا کنم که ـ البته به‌ ياري اينترنت ـ کم‌تر يادداشت يا نقد ادبي‌ست که در مطبوعات معتبر ايران، و يا حتا سايت‌هاي ادبي، منتشر شده باشد و آن‌را نخوانده يا ـ دست‌کم ـ نديده باشم. نکته‌ي تاسف‌برانگيز اين‌جاست که هرچه‌قدر تلاش و جست‌وجو کنيد يک خط نقد ادبي که با نام چون‌اين شخصي در نشريه‌اي، حتا بي‌مايه‌ترين مطبوعات، منتشر شده باشد نخواهيد يافت! و اين براي يک جايزه‌ي معتبر ادبي يک آبروريزي واقعي‌ست، آن هم جايزه‌اي که نام «نويسنده‌گان و منتقدان مطبوعات» را يدک مي‌کشد. در اين ميان شايد بد نباشد به اتفاقي مشابه گريز بزنم. در روزگاري نه چندان دور دوست خوب من علي‌رضا محمودي ايران‌مهر، که از قضا در اين دوره از جايزه‌ي منتقدان جز گروه داوري‌ست، جايزه‌ي ادبي کوچکي را برگزار مي‌کرد که از لحاظ وسعت و اعتبار به‌هيچ‌وجه قابل قياس با جايزه‌ي منتقدان نيست. داوران اين جايزه خود او و آقاي شکراللاهي بودند. به علي‌رضا زنگ زدم و درباره‌ي کارنامه‌اي که رضا شکراللاهي را شايسته‌ي تکيه بر مسند داوري در يک جايزه‌ي ادبي، ولو کوچک، کرده پرس‌وجو کردم. علي‌رضا گفت که درست است ايشان تا به حال نقد ننوشته و در اين عرصه شخص معتبري نيست اما سايت پربازديدي دارد که مي‌تواند مرا در اطلاع‌رساني درباره‌ي جايزه‌ام ياري رساند. حالا اين اتفاق يک‌بار ديگر در يک جايزه‌ي معتبر تکرار شده و به نظر مي‌رسد اعتبار جايزه را با پرسش مواجه کرده است. دبير جايزه‌ي منتقدان مطبوعات بايد پاسخ‌گو باشد که با چه معياري کسي را که نه نويسنده است و نه منتقد در تيم داوري اين جايزه داخل کرده است. آيا دليل او هم سايت، آن‌چون‌آن که ادعا مي‌شود، پربازديد اين فرد است؟ و اگر چون‌اين است، آيا از اين به بعد بايد منتظر باشيم که پاي مديران سايت‌هاي بسيار پربازديد(!) ديگر هم به عرصه‌ي داوري جوايز تخصصي کتاب باز شود؟ سخن‌ کوتاه مي‌کنم؛ من افتخار دارم که خود را شاگرد دو تن از داوران محترم جايزه‌ي منتقدان مطبوعات ـ شخص احمد غلامي و مهدي‌يزداني‌خرم ـ مي‌دانم و با اغلب داوران ديگر جايزه هم مراوده دارم و براي‌شان احترام قائل‌ام، اما تا براي پرسشي که مطرح مي‌کنم جواب قانع‌کننده‌اي نگيرم، استثنائن، ام‌سال جايزه‌ي منتقدان مطبوعات را دور از رفاقت‌ورزي‌ها و غيرحرفه‌اي‌گري‌هاي جوايز ديگر نمي‌بينيم. کارنامه‌اي که آقاي شکراللاهي را شايسته‌ي تکيه بر مسند داوري در جايزه‌ي ادبي نويسنده‌گان و منتقدان مطبوعات کرده چيست؟ و آيا مي‌توان کسي را که در عمرش يک خط نقد ادبي چاپ شده ندارد «منتقد» خطاب کرد و رداي قضاوت پاره‌اي از به‌ترين آثار ادبي سال را بر دوش‌اش انداخت؟ آيا هم‌اين روي‌کردهاي آماتوري نيست که ادبيات داستاني معاصر ما را به قهقرا مي‌برد؟ دبير جايزه بايد پاسخ‌گو باشد.

 *توضيح ۱: اين يادداشت براي انتشار در روزنامه‌ي «اعتماد» نوشته شد، اما به دلايلي به چاپ نرسيد.
*توضيح ۲: کتابلاگ، با کمال ميل، آماده‌ي شنيدن و نشر آراي انتقادي و مخالف با اين يادداشت است، چه از طرف داوران جايزه و چه از طرف ديگران.

*توضيح ۳: هر توهيني دل‌تان مي‌خواهد به من بکنيد اما خواهش مي‌کنم حيثيت و شخصيت افراد ديگر را زير سئوال نبريد. به‌خصوص احمد غلامي و مهدي يزداني‌خرم را که به گردن من بسيار حق دارند و از دوستان خوب من هستند.

*توضيح ۴: خود احمد غلامي بود که با سعه‌ي صدر به من پيش‌نهاد نوشتن اين يادداشت را داد.


تعداد مشاهده: ۵۰۱ - ديدگاه‌ها: ۱۵
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 15 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=11
ديدگاه‌ها
<< صفحه بعدي ۰۱ صفحه قبلي >>
سپينود
جمعه - ۲۰ آذر ۱۳۸۸
چقدر گفته شده... کو گوش شنوا. همه تصور مي‌کنند اين‌جا بحث شخص و کينه‌ورزي خصوصي است. اما نتايج اين نگاه بازتابش در ادبيات اين روزهاي ما معلوم است. روزنامه‌ها و صفحات ادبي‌شان و سرخوردگي‌اي که بعد از خواندن کتاب‌هاي در بوق و کرنا شده، به آدم دست مي‌دهد. با اوضاع فعلي هم آدم ترجيح مي‌دهد سکوت کند. چرا که لابد ادبيات بحث فرعي جامعه است.

هر وقت اين جو آزارم مي‌دهد سراغ کتاب باليني‌ام-باغ در باغ گلشيري- مي‌روم و روزي هزار بار آرزو مي‌کنم کاش بود و اين سرزمين سرزمين قدکوتاهان نبود ديگر.
امکانات: Email Website

سودارو
جمعه - ۲۰ آذر ۱۳۸۸
جالب بود, اما چقدر تند نوشته اي
راستي
مطلب هايت در ريدر نصفه مي آيد
مگر نه مي خواستم اهدا کنم ملت هم بخوانند

بوي دود مي آيد
امکانات: Email Website

اين نظر به صورت خصوصي نوشته شده است و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده مي باشد.

پ.پژوهش
جمعه - ۲۰ آذر ۱۳۸۸
ببخشيد، من نمي‌خوام وارد بحثتون بشم. ولي بعد از خوندن نظرات اين پست فک مي‌کنم اين جرياني که راه افتاده و داريد نظر مي‌ديد داره مي‌ره سمت تهاجمي شدن. جوري که از انتقاد سازنده تبديل مي‌شه به ترور شخصيت. فکر مي‌کنم بهتره يه خورده با آرامش بيشتري نقد بکنيم. يکي از مشکلات نقد توي جامعه‌ي ما هم همينه که گاهي از حد نقد خارج مي‌شه.
بله، ايشون منتقد و نويسنده نيستن و به نظرم انتخاب درستي براي داوري يک جايزه نمي‌تونن باشن. ولي اين دليل نمي‌شه که ارزش شخصيت ايشون پايين بياد.
ممنون اگه احترام همديگه رو رعايت کنيد.

پاسخ کتابلاگ
من هم مثل شما با نقد شخصيت مخالف‌ام. بار ديگر از کساني که نظر مي‌دهند خواهش مي‌کنم به شخصيت و حيثيت هيچ‌کس، از جمله آقاي شکراللاهي، توهين نکنند.
امکانات: Email Website

علي
جمعه - ۲۰ آذر ۱۳۸۸
خدمت سرکار سحر خانم!
بارک الله! کم کم داري ياد مي گيري. بله، مي باشد غلط تايي نيست. اما اين را هم ياد بگير، اين مي باشد در آن جمله مناسبترين فعل براي آن چيزي است که من در نظر داشته ام. يعني دادن يک نوع لحن طنز به آن جمله. حالا بگذريم از اينکه فقط تعدادي از اديبان اطواري به کار بردن باشد و مي باشد و اين جور چيزها را مناسب نمي دانند. خوب، ندانند! تو هم فعلا برو تکليف جنسيت خودت را روشن کن.
ضمنا چرا انتظار داريد که يک عده هر کاري کردند هيچکس حق انتقاد از آنها نداشته باشد؟
امکانات: Email Website

پناه
جمعه - ۲۰ آذر ۱۳۸۸
آقا مي شه اين نر خصوصي رو هم منتر کنين ببينيم رفقاي شکراللهي برات چي نوشتن؟

پاسخ کتابلاگ
آقا يا خانم حقير! لااقل آن‌قدر آي‌کيو داشته باشيد که بفهميد آي پي شما پاي کامنت‌تان ثبت است و من دارم آن‌را در بخش مديريت سايت مي‌بينم! يک‌بار با نام حميد سلامتي کامنت گذاشته‌ايد و چند بار ديگر با نام سحر، و بار سوم با بهرام يک کامنت خصوصي براي من نوشته‌ايد، حالا هم شده‌ايد پناه! و تازه ديگران را هم متهم مي‌کنيد! آي پي شما: 94.182.38.187
امکانات: Email Website

سحر
جمعه - ۲۰ آذر ۱۳۸۸
مگه جايزه منتقدان رو پولش رو من مي دم ؟ خودشون آستين بالا مي زنند و از اعتبار شخصي شون خرج مي کنند و پولش را تهيه مي کنند . دقيقا خوب جايي انگشت گذاشتي اعتبار! مشکل در همين اعتباره دارين بيارين وسط راه بندازين . پونه خانم اتفاقبا خيلي کار سختيه. همينو که مي گي معلوم هيچ تجربه اي در اين زمينه نداري . اگه داشتي اين جوري نمي گفتي
امکانات: Email Website

سحر
جمعه - ۲۰ آذر ۱۳۸۸
من که تکليفم روشنه . از کجا بايد بدونم که همه اين اسم هاي مستعار علي و پونه و غيره خود حسين جاويد نيست . اقلان اسم واقعي پاي مطالبتون بذاريم ببينيم کي به کيه

پاسخ کتابلاگ
آقا يا خانم حقير! لااقل آن‌قدر آي‌کيو داشته باشيد که بفهميد آي پي شما پاي کامنت‌تان ثبت است و من دارم آن‌را در بخش مديريت سايت مي‌بينم! يک‌بار با نام حميد سلامتي کامنت گذاشته‌ايد و بار ديگر با نام سحر، و بار سوم با بهرام يک کامنت خصوصي براي من نوشته‌ايد، حالا هم شده‌ايد پناه! و تازه ديگران را هم متهم مي‌کنيد! آي پي شما: 94.182.38.187
امکانات: Email Website

سحر
جمعه - ۲۰ آذر ۱۳۸۸
به کار بردن مي باشد به جاي است فکر نمي کنم غلط تايپي باشد
امکانات: Email Website

پونه
جمعه - ۲۰ آذر ۱۳۸۸
مافيا!!! اين خودش گوياي همه چيز هست.اسم اين آقا گويي بايد همه جا باشد.
روزنامه اعتماد هم انگار گرد همين مافيا مي چرخد وگرنه مطلب شما که نه سياسي بود و نه نقد بر مقامات مملکتي که بخواهند بترسند و چاپ نکنند. به شخصه چند نفري را مي شناسم که مطالب ارزشمندي نوشتند (که نه سياسي بود ونه...)اما اعتماد از چاپش سرباز زده. بهرحال گروه کوچکي هستند که هي دور همديگر مي چرخند و هي از همديگر تعريف مي کنند لابد! و ايراد کار ما هم همينست که دايم داريم درجا مي زنيم. هرچند آقاي شکرالهي در عرصه ي ويرايش و دستور زبان نظرات خوبي مي دهد و شايد نشود منکر بعضي از کارهاي مثبتشان شد اما حالا چه دخلي به جايزه ي منتقدان دارند؟ خودتان بهتر از همه مي دانيد.

پ.ن: خانم سحر راه انداختن جايزه ادبي نه عرضه مي خواهد و نه کار شاهانه ايي است که بخواهند برايش سرو دست بشکنند
امکانات: Email Website

علي
جمعه - ۲۰ آذر ۱۳۸۸
اديب فرهيخته و محترمه، سرکار سحر خانم! چيزي به نام غلط تايپي تا حالا به گوشتان خورده؟
امکانات: Email Website

حيد سلامتي
جمعه - ۲۰ آذر ۱۳۸۸
در اين که (....) عامل خرده پاي نشر (....) در مطبوعات است و باندي درست کرده اند براي تبليغ کتاب هاي (....)  شکي نيست ولي در اين که تو براي رضاي خدا اينارو نوشتي شک زياده. تو يک آدم حقير کينه اي هستي که نگو و نپرس. اگه با خوابگرد دعوات نشده بود الان به به و چه چه مي گفتي . همه چيز رو تبديل کردين به بچه بازي شما آدم هاي عقده اي کم ظرفيت

پاسخ کتابلاگ
مي‌بينيد که نه تنها با آقاي غلامي دعواي‌ام نشده، بل‌که رابطه‌ي احترام‌آميزي با ايشان دارم اما نقد خودم را مطرح کرده‌ام. آفتاب آمد دليل آفتاب.
امکانات: Email Website

سحر
جمعه - ۲۰ آذر ۱۳۸۸
سواد ادبي منتقد را از همين جمله اش مي توان دريافت:
جناب آقاي حسين جاويد! وضع خرابتر از اين حرفهايي مي باشد
کينه هاي شخصي را ول کنيد آقايان . عرضه اش را داريد يک جايزه راه بياندازيد

پاسخ کتابلاگ
پول‌اش از شما، عرضه‌‌اش از من!
امکانات: Email Website

علي
جمعه - ۲۰ آذر ۱۳۸۸
جواب سوالت را هم في الواقع داده اي.
متاسفانه يک عده اي وضع را به صورتي درآورده اند که حالا ديگر اعتبار ادبي اشخاص از روي مراوده ها و روابط آنها با يکديگر تعيين مي شود.. اگر از بازديدکننده هاي سايت خوابگرد باشيد حتما متوجه شده ايد که آقاي شکراللهي در يک سال اخير دائما احترامات خاصي براي (....) و (....) قائل شده است. پس طبيعي است که آنها هم بخواهند به نحوي از خجالتش دربيايند. مخصوصا که (....) هم از دوستان نزديک (....) و (....) از يک طرف و دوست جان جاني شکراللهي از طرف ديگر است. آيا لازم است آدم باز هم بخواهد پرتغال فروش را پيدا کند؟ جناب آقاي حسين جاويد! وضع خرابتر از اين حرفهايي مي باشد که شما بتوانيد در اصلاح آن بکوشيد. نمي دانم شما مطلع هستيد يانه. يک زماني بود جايزه (....)  منتقدان زيادي پيدا کرده بود و مخصوصا بچه هاي ژورناليست چپ و راست به اين جايزه انتقاد وارد مي کردند. اما دبير باتدبير آن جايزه آمد و با يک اقدام موثر همه آنها را طرفدار خودش کرد. همه آن منتقدها را دعوت کرد به يک ضيافت شام در الاهيه در خانه يکي از اسپانسرهاي آن جايزه به طوريکه آن شب به ژورناليستها و نويسندگان و منتقدان محترم بسيار خوش گذشت و خاطره خوشي از آن شب در دهنشان باقي ماند. و از فرداي همان شب هم ورق برگشت و نه فقط خود آن عزيزان ژورناليست چيزي عليه آن جايزه ننوشتند و نگفتند، بلکه سعي کردند از چاپ و نشر مطالب ديگران هم که اگر عليه آن جايزه بود در روزنامه ها و سايتهاي خود به شدت جلوگيري کنند... در هر حال زياد سخت نگيريد. کاش فقط مشکل جايزه منتقدان مطبوعات و بقيه جايزه ها در همين حد مي بود که مثلا آقاي شکراللهي چون منتقد مطبوعات نيست داور جايزه منتقدين مطبوعات شده.    
امکانات: Email Website

اين نظر به صورت خصوصي نوشته شده است و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده مي باشد.

ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 
نوشته‌هاي مرتبط

RSS 2.0

javied1364@gmail.com

امکانات
جستجو
خبرنامه سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
گزارش‌ها
مطالب سايت
نوشته ها: ۶۰
نظرات: ۱۴۹
دنبالکها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۹۹۳۹۹ صفحه
مشاهده امروز: ۹ صفحه
بيشترين مشاهده:
يک‌شنبه - ۵ ارديبهشت ۱۳۸۹
تعداد: ۱۹۸۲ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۲ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
سه‌شنبه - ۳ فروردين ۱۳۸۹
تعداد: ۱۷ نفر
مراجعه به: