نوشته‌ها
لیست نوشته ها
جستجو

چهارشنبه - ۱۲ بهمن ۱۳۹۰

رابینسون کروزورابینسون کروزو (Robinson Crusoe)

دانیل دفو

سال نشر: ۱۷۱۹


«دانیل دفو،» نویسنده‌ی پرآوازه‌ی بریتانیایی، در سال ۱۶۶۰ میلادی زاده شد و در سال ۱۷۳۱ درگذشت. او زنده‌گی شخصی و ادبی ماجراجویانه و پرفراز و نشیبی داشت و به‌خاطر نوشته‌های‌اش  حتا چند دفعه زندان را هم تجربه کرد. به سفرهای متعددی رفت، در رکاب «ویلیام سوم» جنگید، روزنامه نوشت، کتب و مطالب اقتصادی، مذهبی، و اجتماعی فراوانی از خود به جا گذاشت، و مدتی طولانی جاسوس بود. بیوگرافی‌نویسان می‌گویند او آدم درست‌کاری نبود و رابطه‌ی چندان صمیمانه‌ای هم با صداقت نداشت! دفو خیلی دیر به رمان‌نویسی روی آورد، یعنی زمانی که حدودن شصت‌ساله بود؛ با این حال، ام‌روزه، دلیل شهرت او فقط داستان‌هایی‌ست که نوشته و نه چیز دیگر. مهم‌ترین اثر در کارنامه‌ی دفو، بی‌شک، رمان جذاب «رابینسون کروزو»ست، و کتاب‌های «مول فلاندرز،» «رکسانا،» «یادداشت‌های یک سرباز سوار،» «کلنل جک،» «کاپیتان سینگلتن،» و «روزنوشت سال طاعون» دیگر آثار مطرح او هستند.

دفو را اولین انگلیسی‌زبانی می‌دانند که رمان، به‌معنای واقعی و ام‌روزی آن، نوشت. «حتی عده‌ای از این هم فراتر می‌روند و معتقدند که بیش‌تر رمان‌نویسان انگلیسی، از "ریچاردسن" به بعد، سبک و شیوه‌ی کار خویش را مستقیمن از دفو گرفته‌اند.» (سیری در ادبیات غرب، جی بی پریستلی، ترجمه‌ی ابراهیم یونسی، امیرکبیر، ۲۵۳۶) این ادعا اگر چه کمی اغراق‌آمیز است اما گزاف نیست اگر بگوییم «رابینسون کروزو» تبدیل به معیار و مدلی از رمان تبدیل شد و قالب آن ـ جدا از داستان‌اش ـ استاندارد و کلیشه‌ای بود که بسیار مورد تقلید قرار گرفت. درباره‌ی اهمیت این رمان در تاریخ فرهنگ و اندیشه‌ی غرب هر چه بگوییم کم گفته‌ایم. شاید هم‌این کفایت کند که اشاره کنیم «کارل مارکس» در «سرمایه‌»اش شیوه‌ی زنده‌گی استثمارگرانه‌ی کروزو ـ در سال‌های آخر حضورش در جزیره ـ را آنالیز می‌کند و آن‌را مدلی از استعمار و بورژووازی می‌خواند. «ژان ژاک روسو»ی معروف هم «که از نخستین پیش‌وایان روش نو در تعلیم و تربیت در دنیاست، در مقابل اعتیاد مردم آن زمان که تربیت را منحصر به خواندن کتب خشک و مجرد و دش‌وار می‌پنداشتند، منادی این ندا بود که در مدرسه باید به مشاهده و تجربه پرداخت و طبیعت را مورد مطالعه قرار داد و از خواندن کتاب احتراز جست. روسو فقط یک کتاب را پروانه‌ی ورود به مدرسه داد و آن هم‌این داستان "رابینسون کروزو"ست.» (دکتر عیسا صدیق، مقدمه‌ی ربنسن کروزئه، ترجمه‌ی اقبال یغمایی، چاپ اتحاد، ۱۳۳۴؟)

«رابینسون کروزو» آن‌قدر جهان انگلیسی‌زبان را مسخر کرده که حتا لغت‌ها و اصطلاحاتی به این زبان افزوده است. مثلن، Friday Girl، که «هوارد هاکس» فیلمی به این نام ساخته، و «در زبان عامیانه‌ی امریکایی به منشی‌های دم‌دست، همه‌کاره و هیچ‌کاره، و گاه به مردان کار چاق‌کن و حاضر به خدمت می‌گویند و در اصل از نام "جمعه،" شخصیت داستان رابینسون کروزو گرفته شده است.» (سینما و زمان، کوئنتین تارانتینو، ترجمه و تالیف سیاوش جمادی، شادگان، ۱۳۷۷)

«رابینسون کروزو» موفقیت چشم‌گیر و بی‌نظیری داشت و گذشت زمان هم نشان داد که این اثر یک شاه‌کار جاودان در تاریخ هنر بشر است. نویسنده‌های بسیاری، مستقیم و غیر مستقیم، از این رمان تقلید کرده‌اند و صدها فیلم و سریال از روی آن یا با الهام از آن ساخته شده‌اند. از کتاب و فیلم «خانواده‌ی سوییسی رابینسون» (که در ایران با نام «خانواده‌ی دکتر ارنست» شناخته شده) نوشته‌ی «یوهان دیوید ویس» گرفته تا رمان زیبای «جزیره‌ی گنج» نوشته‌ی «رابرت لوییس استیونسن،» «سفرهای گالیور» نوشته‌ی «جاناتان سویفت،» و حتا سریال مشهور «لاست.»

تردید ندارم که بسیاری از خواننده‌های این مطلب «رابینسون کروزو» را تنها با یکی از فیلم‌ها و سریال‌های متعددی که از روی آن ساخته شده می‌شناسند؛ باید بگویم طعم مطالعه‌ی کتاب چیز دیگری‌ست و حیف است به بهانه‌ی دیدن نسخه‌ی تصویری و دانستن ماجرای آن خود را از خواندن این اثر محروم کرد.

رابینسون کروزو مردی‌ست از خانواده‌ای شریف و نسبتن متمول. او از اوان جوانی سودای سفر و دریانوردی در سر دارد و، به‌رغم آن‌که درصورت ‌ماندن‌اش در کنار خانواده موفقیت‌های چشم‌گیری پیش روی‌اش است، قید همه‌چیز را می‌زند و به یک سفر دریایی می‌رود. هم‌این اولین سفر زنگ خطر را برای او به صدا درمی‌آورد، زیرا در طی آن کشتی‌شان غرق می‌شود و آن‌ها با خوش‌شانسی محض نجات می‌یابند. با وجود این، وسوسه‌ی سفر دست از سر او برنمی‌دارد و او را به گشت و گذارهای دیگر می‌کشاند. این بار بهم بخت با او یار نیست و اسیر دزدان دریایی می‌شود. عجیب آن‌جاست که او پس از فرار از دست دزدها باز هم دست از سفرهای پرمخاطره برنمی‌دارد و این‌جاست که اصلی‌ترین اتفاق اثر رخ می‌دهد.

رابینسون که در برزیل اقامت گزیده و کشاورزی پررونق و سودآوری آن‌جا به راه انداخته تصمیم می‌گیرد به افریقا برود و چند برده برای کار در مزارع خودش و دوستان‌اش بیاورد. باد انگار قرار نیست شرطه باشد و دوباره کشتی رابینسون می‌شکند. همه‌ی سرنشینان کشتی می‌میرند اما کروزو، واقعن معجزه‌آسا، نجات می‌یابد و امواج دریا او را به جزیره‌ای نامسکون می‌اندازند. او نه می‌داند کجاست و نه می‌داند چه کند و چه بخورد و کجا بخوابد. ترس از وحشیان بومی و حیوانات درنده هم مزید علت است تا با دل‌شوره و هراسی عظیم روبه‌رو شود.

خروج و نجات کروزو از آن جزیره، برخلاف آن‌چه که احتمالن می‌پندارد، محال است. جزیره نه ساکنی دارد و نه جریان‌های تند اطراف آن امکان فرار با قایق‌های کوچک را می‌دهند. بنابراین، کروزو تمام ۲۸ سال و ۲ ماه و ۱۹ روز آینده را آن‌جا، یکه و تنها و منزوی، باقی می‌ماند. کشتی، باز هم معجزه‌گون، پیش از غرق‌شدن کامل، مدتی نزدیک ساحل به گل می‌نشیند و کروزو موفق می‌شود تعداد زیادی ابزار و ادوات و نیز غذا و نوشیدنی‌های داخل آن را با کلک‌های کوچکی که می‌سازد به ساحل منتقل کند. این غنایم کمک بزرگی‌اند تا او بتواند سر و سامانی به‌زنده‌گی بدوی خود بدهد و اندک‌اندک وسایلی را که لازم دارد و خانه‌ی امنی برای خود بسازد. غلاتی را که از بخت خوش و اتفاقی در بساط‌اش مانده کشت می‌دهد و بزهای وحشی جزیره را اهلی می‌کند و نان و برنج و گوشت و شیر و پنیر خود را تامین می‌کند. البته همه‌ی این‌ها به مدد سال‌ها کوشش و تلاش و خلاقیت به دست می‌آیند و در این میانه او از فکر فرار هم غافل نیست.

کروزو که در ابتدای حضورش در جزیره همه‌چیز را به شوربختی‌اش و قهر خداوند نسبت می‌داد، در انزوای طولانی دوران اقامت‌اش، به مرور، نیمه‌ی پر لیوان را می‌بیند و در این موضوع تامل می‌کند که خداوند فقط او را نجات داده و همه‌ی امکانات لازم برای ادامه‌ی حیات‌اش در این جزیره را در اختیارش گذاشته است. این تفکرات باعث می‌شود او رجعتی به دین و انجیل داشته باشد و به مومنی خداپرست و شاکر بدل شود.

پندهای مستقیم اخلاقی و آن‌چه از مناسک و تفکرات مذهبی کروزو بیان می‌شود، گاه از فرط تکرار، ملال‌آور می‌شوند و در ضمن ضرب‌آهنگ بسیار تند و جذاب رمان را هم از تک و تا می‌اندازند، اما هم‌این پندها از دلایل اصلی توجه به این کتاب بودند و هستند؛ تلاش و پشت‌کار کروزو و ایمان او به خداوند در نهایت به نجات و موفقیت‌اش ختم می‌شود، و هم‌این مساله باعث شده که غربی‌ها این کتاب را نوشته‌ای بسیار سودمند و آموزنده برای نوجوانان و جوانان بدانند و مطالعه‌اش را به آن‌ها توصیه کنند. درواقع، وجه مذهبی و اخلاقی جنبه‌ی مهمی از «رابینسون کروزو»ست و دوشادوش جذابیت وقایع آن در موفقیت این اثر نقش بازی کرده است.

باری، نقل همه‌ی ماجراهای نفس‌گیر و فوق‌العاده خواندنی که برای کروزو اتفاق می‌افتد ممکن نیست؛ به‌خصوص، وقایع پس از سال ۲۳ حضورش در جزیره، که برای اولین‌بار هم‌سخنی می‌یابد و زنده‌‌گی‌اش آسوده‌تر می‌شود. کروزو مرد وحشی‌ای را که بومیان جزایر اطراف (بعدن می‌فهمد جزایر ترینیداد است) برای کشتن و خوردن به آن جزیره آورده‌اند نجات می‌دهد. چون روز جمعه او را نجات داده او را هم «جمعه» می‌نامد و به خدمت خود درمی‌آورد. چند سال بعد، اتفاقن پای وحشیان و سفیدپوستان دیگری هم به جزیره‌ی پرت کروزو باز می‌شود و او بالاخره ـ با کش و قوس رخ‌دادهای فراوان و دش‌وار ـ موفق می‌شود به یاری بخت خوش، و آن‌چه خواست و حکمت خداوند می‌داند، جزیره را ترک کند و به انگلستان برگردد. آن‌جا همه‌ی ثروت‌اش را بازمی‌یابد و زنده‌گی جدید و موفقی را می‌آغازد.

«رابینسون کروزو» از مهم‌ترین رمان‌های تاریخ ادبیات جهان است؛ با وجود آن‌که حدود سی‌صد سال پیش منتشر شده اما هنوز که هنوز است به زحمت می‌توان اثری پیدا کرد که خلاقیت و جذابیت این رمان را داشته باشد. دفو آن‌قدر ماهرانه دنیای جزیره‌ای که رابینسون در آن گرفتار می‌شود، و به‌ویژه افکار پریشان و متناقض او را، توصیف می‌کند که احساس می‌کنیم خود ما آن‌جا گیر افتاده‌ایم و باید با ساخت پناه‌گاهی با شاخ و برگ درختان، شکار بز و لاک‌پشت، و کاشتن غلاتی که در بساط‌مان باقی مانده زنده‌گی کنیم! رمان آن‌قدر جذاب است که به محض درگیرشدن با ماجراها دیگر نمی‌توان از مطالعه‌اش دل کند و با وجود آن‌که همه‌ی‌مان تاحدودی وقایع و سرانجام آن را می‌دانیم تا صفحه‌ی آخرش را با لذت و کنج‌کاوی می‌خوانیم.

«رابینسون کروزو» بارها و بارها به فارسی ترجمه شده است؛ بسیاری از این ترجمه‌ها متن تلخیص‌شده‌ی آن هستند و معدودی هم متن کامل. اخیرن ترجمه‌ی خوب و کاملی از آن با برگردان «مرجان رضایی» توسط نشر مرکز به بازار آمده که بسیار روان و فصیح است. فقط نمی‌دانم چرا دو، سه فصل پایانی آن با اغلب ترجمه‌های دیگری که من خوانده‌ام یا تورق کرده‌ام (از جمله کار «اقبال یغمایی» و کار «بهرام فره‌وشی») تفاوت دارد. شاید متن معیار این ترجمه‌ یک ویراست جدید از کار بوده است. البته به نظر من، اگر جسورانه نباشد، داستان کروزوی منزوی باید وقتی که نجات پیدا می‌کند و ثروت‌اش را بازمی‌یابد تمام شود و چند فصل کوتاهی که از پس آن آمده زاید و بی‌ارزش است؛ بنابراین، این تفاوت خیلی هم مهم نیست. ‌این مزیت ‌که ترجمه‌ی خانم رضایی پخته، خوش‌خوان، و با نثر ام‌روزی‌ست کفایت می‌کند تا با خیال آسوده آن‌را به مخاطبان پیش‌نهاد کرد.

«رابینسون کروزو» از شورانگیزترین و خلاقانه‌ترین آثار ادبی دنیاست.

یادداشت‌های پیشین:

۱) باباگوریو/ بالزاک ۲) سرخ و سیاه/ استاندال

۳) دکتر جکیل و مستر هاید/ استیونسن ۴) ماشین زمان/ اچ. جی. ولز

۵) حکایت‌های ازوپ ۶) موش‌ها و آدم‌ها/ جان استاین‌بک

۷) قاضی و جلادش/ فریدریش دورنمات   ۸) فرنی و زویی/ سلینجر

۹) خاطره‌ی دل‌برکان غم‌گین من/ مارکز

(بیش‌تر آثار معرفی‌شده در این سری یادداشت‌ها از این کتاب الکترونیک انتخاب می‌شوند.)


امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 3 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=157
دیدگاه‌
<< صفحه بعدی ۰۱ صفحه قبلی >>
رابینسون
دوشنبه - ۳۰ بهمن ۱۳۹۱
من رابینسون هستم  pirate
امکانات: Email Website

تینا
سه‌شنبه - ۱۴ شهریور ۱۳۹۱
کتاب های عالیی بودن فقط خواهشن متن کامل رو بگذارید.غم انگیز هم همینطور.بای بای .
امکانات: Email Website

این نظر به صورت خصوصی نوشته شده است و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده می باشد.

ثبت نظر
برای ثبت نظر جدید در ارتباط با نوشته فرم زیر را کامل کنید.
وارد کردن مواردی که با علامت v مشخص شده‌اند الزامی است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونیک:
سایت اینترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصی
در صورت انتخاب این گزینه، نظر بصورت خصوصی ثبت خواهد شد و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.
تاییدیه: v
برای تایید اطلاعات فرم متن داخل تصویر را مجددا وارد نمایید.

 
نوشته‌های مرتبط

RSS 2.0

javied1364@gmail.com

امکانات
خبرنامه سایت
گزارش‌ها
مطالب سایت
نوشته ها: ۲۸۰
نظرات: ۹۸۳
دنبالکها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۲۶۷۵۱۹۷ صفحه
مشاهده امروز: ۶۵۴ صفحه
بیشترین مشاهده:
جمعه - ۴ فروردین ۱۳۹۶
تعداد: ۲۶۶۷۴ صفحه
بازدید همزمان
در حال حاضر: ۶ نفر
بیشترین بازدید همزمان:
چهارشنبه - ۱۷ شهریور ۱۳۹۵
تعداد: ۳۶۱ نفر
مراجعه به: