نوشته‌ها
لیست نوشته ها
جستجو

دوشنبه - ۲۱ فروردین ۱۳۹۱

غرامت مضاعف غرامت مضاعف

جیمز ام. کین/ ترجمه‌ی بهرنگ رجبی

نشر چشمه/ چاپ اول/ زمستان ۱۳۹۰

اعتراف می‌کنم وقتی فیلم «غرامت مضاعف» را دیدم و بعد فیلم‌نامه‌اش را خواندم، همه‌ی جذابیت و معماهای خلاقانه‌ی این شاه‌کار را پای تیزهوشی ریموند چندلر و استادی بیلی وایلدر گذاشتم. فکر می‌کردم رمانی که پایه‌ی فیلم‌نامه و فیلم شده از هم‌این رمان‌های معمولی پلیسی ـ معمایی‌ست. معمولن فیلم‌های خوب از روی کتاب‌های متوسط ساخته می‌شوند، اما این‌بار «خلاف‌آمد عادت» است. رمان جیمز مالاهان کین چیزی از فیلم‌نامه‌ی چندلر و فیلم وایلدر کم ندارد که هیچ، از هر دوی آن‌ها سر است، جوری که من ـ بعد از چند بار دیدن فیلم و یک بار خواندن فیلم‌نامه ـ از سر تا ته‌اش را با شوق و رغبت خواندم و لذت بردم. البته فیلم و رمان در جزییات با هم تفاوت دارند؛ بعضی از ماجراهایی که چندلر و وایلدر به داستان اضافه کرده‌اند زیرکانه‌تر و منطقی‌تر است و، در عوض، کاراکترهای کتاب کلک‌ها و نقشه‌‌های هوش‌مندانه‌‌ای رو می‌کنند که فیلم نتوانسته حتا سایه‌ای از آن‌ها را به تصویر در بیاورد.

من ابتدا فیلم بیلی وایلدر را دیدم. بعد فیلم‌نامه‌ای را خواندم که وایلدر و چندلر با هم نوشته‌اند، و آخرش هم رفتم سراغ رمان جیمز ام. کین. اگر شما می‌خواهید نهایت لذت را ببرید، ابتدا رمان «غرامت مضاعف» را بخوانید، سپس فیلم را ببینید، و بعد، اگر سینما را حرفه‌ای دنبال می‌کنید، فیلم‌نوشتی را که چندلر و وایلدر به کمک هم نوشته‌اند بخوانید.

درباره‌ی ماجرای «غرامت مضاعف،» هنگام نوشتن از فیلم‌نامه‌ی آن، توضیح داده‌ام: «Double Indemnity» ـ دست‌کم در زمان ساخت فیلم ـ بندی‌ست در قراردادهای بیمه‌ی حوادث شرکت‌های بزرگ بیمه‌گر، که تصریح می‌کند اگر بیمه‌گذار در اتفاقاتی که احتمال وقوع آن‌ها کم است، مثلن در سانحه‌ی قطار، کشته شود، به او دو برابر غرامت پرداخت می‌شود. کل ماجرای «غرامت مضاعف» بر اساس هم‌این بند و وسوسه‌ای که برای دریافت صد هزار دلار غرامت از شرکت بیمه وجود دارد شکل می‌گیرد.

«فیلیس نردلینگر» (در فیلم: فیلیس دیتریکسن) زنی‌ست مکار، فاسد و پول‌پرست، که به‌طور اتفاقی با «والتر هاف» (در فیلم: والتر نف)، فروشنده‌ی بیمه‌، آشنا می‌شود. والتر برای تمدید قرارداد بیمه‌ی خودروی سواری آقای نردلینگر به منزل آن‌ها آمده است، اما داستان جور دیگری رقم می‌خورد. او منزل نیست و والتر خود را با فیلیس رو به رو می‌بیند. خیلی زود به او دل می‌بندند و فیلیس هم تصمیم به قتل شوهر خود و سو‌ء‌استفاده‌ی کلان از شرکت بیمه می‌گیرد. والتر، عقل‌باخته و دل‌باخته، آلت دست فیلیس می‌شود و نقشه‌ی ماهرانه‌ای برای قتل شوهر او و سرکیسه‌کردن شرکت بیمه ـ که خود از همه‌ی ریزه‌کاری‌های تحقیقات و اثبات ادعای خسارت در آن آگاهی دارد ـ طرح می‌کند. آقای نردلینگر باید در سانحه‌ی قطار بمیرد تا فیلیس غرامت مضاعف دریافت کند.

اتفاقات بعدی را خود والتر هاف در یک خط به خوبی توضیح می‌دهد: «من یه آدمیو کشته بودم، به خاطر پول و به خاطر یه زن. پوله رو نداشتم، زنه رو هم نداشتم.» چه‌طورش را باید خودتان با خواندن کتاب بفهمید.

تفاوت اساسی رمان و فیلم در پایان آن‌هاست. ‌پایان‌ها از زمین تا آسمان فرق دارد و هر کدام یک‌جور است. نیز میزان نقش‌آفرینی و اهمیت کاراکترها، و البته‌ی نحوه‌ی آن، در رمان و فیلم کم و زیاد می‌شود. مثلن، کیز ـ مدیر دایره‌ی خسارت شرکت بیمه ـ در فیلم نقشی مهم‌تر و حیاتی‌تر دارد تا در کتاب، چون آن‌جا او  پیش از اعتراف والتر خودش رازها را کشف می‌کند و باعث رفتن هم‌کارش به اتاق گاز می‌شود، اما در کتاب برعکس این اتفاق رخ می‌دهد. کیز تا وقتی والتر اعتراف نمی‌کند نمی‌فهمد که پای کارمند خودشان هم در ماجرا گیر است و تازه بعد از اعترافات والتر هم زمینه را برای نجات و فرار او فراهم می‌کند. از این‌جور اختلاف‌ها بین رمان و فیلم کم نیست، در حالی که هر دو یک خط داستانی مشترک و مشابه دارند.

«غرامت مضاعف» رمانی‌ست که احتمالن به مذاق طیف گسترده‌ای از خواننده‌ها خوش خواهد آمد، هم حرفه‌ای‌ها، هم کتاب‌خوان‌های عادی که فقط دنبال سرگرمی و لذت‌‌اند. این رمان نمونه‌ی ماهرانه‌ای‌ست از مهندسی معما و نقشه‌کشی برای جنایت، جوری که حتا پلیس‌ها قتلی را که اتفاق افتاده یک «حادثه» تلقی می‌کنند.

مترجم کتاب، بهرنگ رجبی، رمان «غرامت مضاعف» را محاوره‌ای به زبان فارسی درآورده است. این انتخاب، به‌نظر، انتخابی منطقی و به‌جاست، چون در آخر ماجرا متوجه می‌شویم آن‌چه می‌خوانده‌ایم اظهارات و اعترافات والتر هاف بوده است. محاوره‌ای‌بودن متن فارسی باعث شده که بسیار روان باشد. هم‌چون‌این روایت رمان پر است از دیالوگ، و این دو فاکتور، در کنار هم، «غرامت مضاعف» را به متنی بسیار خوش‌خوان بدل کرده‌اند. خبر خوب این است که رجبی دیگر رمان معروف جیمز ام. کین، «پست‌چی همیشه دوبار زنگ می‌زند،» را هم به فارسی ترجمه کرده و این کتاب در نشر چشمه پروسه‌ی انتشار را می‌گذراند. من که بی‌صبرانه منتظر چاپ آن هستم.


امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=189
ثبت نظر
برای ثبت نظر جدید در ارتباط با نوشته فرم زیر را کامل کنید.
وارد کردن مواردی که با علامت v مشخص شده‌اند الزامی است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونیک:
سایت اینترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصی
در صورت انتخاب این گزینه، نظر بصورت خصوصی ثبت خواهد شد و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.
تاییدیه: v
برای تایید اطلاعات فرم متن داخل تصویر را مجددا وارد نمایید.

 
نوشته‌های مرتبط

RSS 2.0

javied1364@gmail.com

امکانات
خبرنامه سایت
گزارش‌ها
مطالب سایت
نوشته ها: ۲۸۰
نظرات: ۹۸۳
دنبالکها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۲۶۳۰۳۵۶ صفحه
مشاهده امروز: ۱۴۴ صفحه
بیشترین مشاهده:
جمعه - ۴ فروردین ۱۳۹۶
تعداد: ۲۶۶۷۴ صفحه
بازدید همزمان
در حال حاضر: ۴ نفر
بیشترین بازدید همزمان:
چهارشنبه - ۱۷ شهریور ۱۳۹۵
تعداد: ۳۶۱ نفر
مراجعه به: