يکي از خوانندههاي محترم «کتابلاگ» از رسمالخط من انتقاد کرده و آن را «ناخوانا،» «غلط» و «آزاردهنده» خوانده است. لازم ديدم دربارهي اينکه چرا کلمات را جدا مينويسم، هم براي ايشان و هم براي خوانندهگاني که رسمالخط من به نظرشان عجيب ميآيد، توضيحاتي ارائه کنم.
شکستن کلمات مرکب (غير بسيط) و جدانويسي
نخستين اصل نظريهي زباني «فردينان دو سوسور» (پدر زبانشناسي نوين) ماهيت اختياري نشانههاست. بر اساس آراي سوسور، هيچ رابطهي طبيعي و اجتنابناپذيري ميان دال و مدلول وجود ندارد. اگر امروز براي ناميدن فلان حيوان از کلمهي «اسب» استفاده ميکنيم، يا نام يک ميوهي خاص را «سيب» گذاشتهايم، جاي اين دو ميتواند عوض شود يا اصلن ميتوانيم اولي را «قابلمه» و دومي را «ديوار،» يا هر چيز ديگري که مورد تاييد اعضاي جامعهي زباني فارسي قرار بگيرد، بناميم. نشانهها اختيارياند.
از ديگر سو، زبانهاي مختلف دنيا پر از نشانههاي ترکيبي هستند. اين نشانهها از ادغام دو نشانهي اختياري ساخته ميشوند و، برخلاف واژههاي غيرترکيبي، «انگيزهي ثانوي» (Secondary motivation) باعث نامگذاري آنها به يک شيوهي خاص شده است. براي روشنتر شدن موضوع، واژههاي «ماشين لباسشويي،» «ميوهفروش،» «خردسال،» و «هواپيما» را در نظر بگيريد. نامگذاري همهي اين ترکيبات بر اساس «انگيزهي ثانوي» انجام شده است. ما با شناخت دال «ميوه» و دال «فروش» (فروختن) به مدلولي که از ترکيب اين دو شکل ميگيرد ميرسيم و آن را فهم ميکنيم، و با شناخت دالهاي «ماشين،» «لباس،» و «شو» (شستن) مدلولي را که از کنار هم نشستن اين سه دال ساخته ميشود ميفهميم.
زبان فارسي پر است از واژههاي ترکيبي. با جدانويسي آنها ميتوانيم درک معناي اين کلمات را ـ بهخصوص براي فارسيآموزها، کودکان و کمسوادان ـ آسانتر کنيم. «گوشواره،» «امروز،» «نمايشنامه،» «هماهنگ،» «بهترين،» «پيشنهاد،» «گلاب» و «راهزن» زيباتر و سادهتر هستند يا «گوشواره،» «امروز،» (ام: هماين) «نمايشنامه،» «همآهنگ،» «بهترين،» «پيشنهاد،» «گلآب» و «راهزن؟» با پيوستهنويسي واژههاي مرکب، درواقع، «انگيزهي ثانوي» آنها را ناديده ميگيريم و به ابهام زبان فارسي ميافزاييم. راهکار برونرفت از اين مشکل جدانويسي کلمات غيربسيط است.
نميخواهم يکطرفه به داوري بروم. بنابراين، اذعان ميکنم جدانويسي مشکلاتي هم پيش ميآورد. عمدهترين آنها اين است: ما کلمات را حرف به حرف نميخوانيم؛ مغز بر اساس شکل تصويري کلمات آنها را شناسايي ميکند. به هماين دليل است که افرادي که انس بيشتري با مطالعه دارند، معمولن، سرعت بيشتري هم در خوانش دارند و متون را روانتر از نظر ميگذرانند. جدانويسي کلمات شکل مانوس آنها را تغيير ميدهد و مغز گاهي اوقات براي شناختن آنها نياز به مکث دارد، اتفاقي که در روند خواندن متون وقفه ايجاد ميکند. با اين حال، اگر جدانويسي همهگاني شود، طولي نخواهد کشيد که به اين تصوير جديد کلمات عادت کنيم و اين مشکل رفع شود. برتريهاي جدانويسي بر معايب آن ميچربد.
جدانويسي ضماير ملکي، نشانههاي جمع، و صورتهاي مصدر «استن»
خاطرم هست که در سالهاي کودکي ما هر سال به يک شيوه ديکته مينوشتيم. يکسال اگر مينوشتيم «کوهستانها،» آقا معلم زير اين کلمه با خودکار سبز خط ميکشيد و بيست و پنج صدم از نمرهيمان کم ميکرد. سال ديگر، باز هم نميتوانستيم بيست بگيريم چون نوشته بوديم «کوهستانها!»
باتوجه به نکتهاي که درابتداي نوشتهام به آن اشاره کردم، و براي يکدستي متنهاي فارسي، بهنظر من، عاقلانهترست که ضماير ملکي، نشانههاي جمع، و صورتهاي مصدر «استن» را با يک نيمفاصله از کلمهي قبليشان جدا کنيم و به يک رسمالخط يکسان برسيم. «ام، اي، است، ايم، ايد، و اند» مصدرهاي استن هستند. با اين شيوه، «مطمئنيم،» «نگرانم،» و «عزيزمي» به شکل «مطمئنايم،» «نگرانام،» و «عزيزماي» نوشته ميشوند. ضماير ملکي يعني «ام، ات، اش، مان، تان، شان» هم بايد جدا از واژهاي که به آن چسبيدهاند نوشته شوند. مثلن، «کتابم،» «وبلاگت،» و «منزلشان» بايد به شکل «کتابام،» «وبلاگات» و «منزلشان» نوشته شوند. اين نکته بعضي از نشانههاي جمع، از جمله «ها» و «جات،» را هم در بر ميگيرد.
خط فارسي نيازمند آن است که از آشفتهگي رهايي پيدا کند و همهي پارسيگويان آن را با شيوهي واحدي بنويسند. اکنون، اجازه بدهيم ديدگاههاي گوناگون مجال مطرح شدن داشته باشند تا بتوانيم از ميان آنها بهترينها را برگزينيم و به کار ببنديم.