نوشته‌ها
ليست نوشته ها
تبليغات
نگره (دفتر ششم)

نگره/ نقد ادبيات داستاني/ ۱۳۸۹/ نشر فرهنگ کاوش/ با آثاري از: حسين جاويد، فتح‌اللاه بي‌نياز، سعيد سبزيان، جواد اسحاقيان، فرشته نوبخت و ...
رگ سرخي به تن بوم

رگ سرخي به تن بوم/ مليحه صباغيان/ ۱۳۸۹/ انتشارات ققنوس/ ۵۲۰۰ تومان
دسامبر رييس دانش‌کده

دسامبر رييس دانش‌کده/ سال بلو/ ترجمه‌ي سهيل سمي/ ۱۳۸۹/ انتشارات ققنوس/ ۶۵۰۰ تومان
تبليغ رايگان کتاب
نويسنده‌ها، مترجم‌ها و ناشران مي‌توانند براي معرفي و تبليغ رايگان کتاب‌هاي‌ جديدشان در سايت کتابلاگ يک نسخه از آن‌را به آدرس حسين جاويد پست کنند. کتاب‌هاي رسيده به مدت ۱۵ روز در اين ستون نمايش داده خواهند شد. براي دريافت آدرس با Javied1364@gmail.com تماس بگيريد.
چهارشنبه - ۲۳ دي ۱۳۸۸

يکي از خواننده‌ها‌ي محترم «کتابلاگ» از رسم‌الخط من انتقاد کرده و آن را «ناخوانا،» «غلط» و «آزاردهنده» خوانده است. لازم ديدم درباره‌ي اين‌که چرا کلمات را جدا مي‌نويسم، هم براي ايشان و هم براي خواننده‌گاني که رسم‌الخط من به نظرشان عجيب مي‌آيد، توضيحاتي ارائه کنم.

شکستن کلمات مرکب (غير بسيط) و جدانويسي

نخستين اصل نظريه‌ي زباني «فردينان دو سوسور» (پدر زبان‌شناسي نوين) ماهيت اختياري نشانه‌هاست. بر اساس آراي سوسور، هيچ رابطه‌ي طبيعي و اجتناب‌‌ناپذيري ميان دال و مدلول وجود ندارد. اگر ام‌روز براي ناميدن فلان حيوان از کلمه‌ي «اسب» استفاده مي‌کنيم، يا نام يک ميوه‌ي خاص را «سيب» گذاشته‌ايم، جاي اين دو مي‌تواند عوض شود يا اصلن مي‌توانيم اولي را «قابلمه» و دومي را «ديوار،» يا هر چيز ديگري که مورد تاييد اعضاي جامعه‌ي زباني فارسي قرار بگيرد، بناميم. نشانه‌ها اختياري‌اند.
از ديگر سو، زبان‌هاي مختلف دنيا پر از نشانه‌هاي ترکيبي هستند. اين نشانه‌ها از ادغام دو نشانه‌ي اختياري ساخته مي‌شوند و، برخلاف واژه‌هاي غيرترکيبي، «انگيزه‌ي ثانوي» (Secondary motivation) باعث نام‌گذاري آن‌ها به يک شيوه‌ي خاص شده است. براي روشن‌تر شدن موضوع، واژه‌هاي «ماشين لباس‌‌شويي،» «ميوه‌فروش،» «خرد‌سال،» و «هواپيما» را در نظر بگيريد. نام‌گذاري همه‌ي اين ترکيبات بر اساس «انگيزه‌ي ثانوي» انجام شده است. ما با شناخت دال «ميوه» و دال «فروش» (فروختن) به مدلولي که از ترکيب اين دو شکل مي‌گيرد مي‌رسيم و آن را فهم مي‌کنيم، و با شناخت دال‌هاي «ماشين،» «لباس،» و «شو» (شستن) مدلولي را که از کنار هم نشستن اين سه دال ساخته مي‌شود مي‌فهميم.
زبان فارسي پر است از واژه‌هاي ترکيبي. با جدانويسي آن‌ها مي‌توانيم درک معناي اين کلمات را ـ به‌خصوص براي فارسي‌آموزها، کودکان و کم‌سوادان ـ آسان‌‌‌تر ‌کنيم. «گوشواره،» «امروز،» «نمايشنامه،» «هماهنگ،» «بهترين،» «پيشنهاد،» «گلاب» و «راهزن»  زيباتر و ساده‌تر هستند يا «گوش‌واره،» «ام‌روز،» (ام: هم‌اين) «نمايش‌نامه،» «هم‌آهنگ،» «به‌ترين،» «پيش‌نهاد،» «گل‌آب» و «راه‌زن؟» با پيوسته‌‌‌نويسي واژه‌هاي مرکب، درواقع، «انگيزه‌ي ثانوي» آن‌ها را ناديده مي‌گيريم و به ابهام زبان فارسي مي‌افزاييم. راه‌کار برون‌رفت از اين مشکل جدانويسي کلمات غيربسيط است.
نمي‌خواهم يک‌طرفه به داوري بروم. بنابراين، اذعان مي‌کنم جدانويسي مشکلاتي هم پيش مي‌آورد. عمده‌ترين آن‌ها اين است: ما کلمات را حرف به حرف نمي‌خوانيم؛ مغز بر اساس شکل تصويري کلمات آن‌ها را شناسايي مي‌کند. به هم‌اين دليل است که افرادي که انس بيش‌تري با مطالعه دارند، معمولن، سرعت بيش‌تري هم در خوانش دارند و متون را روان‌تر از نظر مي‌گذرانند. جدانويسي کلمات شکل مانوس آن‌ها را تغيير مي‌دهد و مغز گاهي اوقات براي شناختن آن‌ها نياز به مکث دارد، اتفاقي که در روند خواندن متون وقفه ايجاد مي‌کند. با اين حال، اگر جدانويسي همه‌گاني شود، طولي نخواهد کشيد که به اين تصوير جديد کلمات عادت کنيم و اين مشکل رفع شود. برتري‌هاي جدانويسي بر معايب آن مي‌چربد.


جدانويسي ضماير ملکي، نشانه‌هاي جمع، و صورت‌هاي مصدر «استن»

خاطرم هست که در سال‌هاي کودکي ما هر سال به يک شيوه ديکته مي‌نوشتيم. يک‌سال اگر مي‌نوشتيم «کوهستان‌ها،» آقا معلم زير اين کلمه با خودکار سبز خط مي‌کشيد و بيست و پنج صدم از نمره‌ي‌مان کم مي‌کرد. سال ديگر، باز هم نمي‌توانستيم بيست بگيريم چون نوشته بوديم «کوهستانها!»
باتوجه به نکته‌اي که درابتداي نوشته‌ام به آن اشاره کردم، و براي يک‌دستي متن‌هاي فارسي، به‌نظر من، عاقلانه‌ترست که ضماير ملکي، نشانه‌هاي جمع، و صورت‌هاي مصدر «استن» را با يک نيم‌فاصله از کلمه‌ي قبلي‌شان جدا کنيم و به يک رسم‌الخط يک‌سان برسيم. «ام، اي، است، ايم، ايد، و اند» مصدرهاي استن هستند. با اين شيوه، «مطمئنيم،» «نگرانم،» و «عزيزمي» به شکل «مطمئن‌ايم،» «نگران‌ام،» و «عزيزم‌اي» نوشته ‌مي‌شوند. ضماير ملکي يعني «ام، ات، اش، مان، تان، شان» هم بايد جدا از واژه‌اي که به آن چسبيده‌اند نوشته شوند. مثلن، «کتابم،» «وبلاگت،» و «منزلشان» بايد به شکل «کتاب‌ام،» «وبلاگ‌ات» و «منزل‌‌شان» نوشته شوند. اين نکته بعضي از نشانه‌هاي جمع، از جمله «ها» و «جات،» را هم در بر مي‌گيرد.

خط فارسي نيازمند آن است که از آشفته‌گي رهايي پيدا کند و همه‌ي پارسي‌گويان آن را با شيوه‌ي واحدي بنويسند. اکنون، اجازه بدهيم ديدگاه‌هاي گوناگون مجال مطرح شدن داشته باشند تا بتوانيم از ميان آن‌ها به‌ترين‌ها را برگزينيم و به کار ببنديم.


تعداد مشاهده: ۴۱۲ - ديدگاه‌ها: ۵
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 5 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=21
ديدگاه‌ها
<< صفحه بعدي ۰۱ صفحه قبلي >>
آگاليليان
چهارشنبه - ۳۰ دي ۱۳۸۸
چهار مورد پايين صرفاً نظرم بوده در اين آشفته‌بازار خطِ فارسي. بنابر پاراگرافِ آخرِ نوشته‌تان خواستم مطرح کنم و نظر شما را بدانم:
در مورد کلماتي که به حرف «ه» ختم مي‌شوند، به‌ياد دارم قاعده‌يي را به ما آموزش مي‌دادند که وقتي اسامي به «ان» جمع يا پسوند نسبي «انه» مي‌رسند، حرف «ه» به «گ» تبديل شده و به اين صورت: خواننده + ان = خوانندگان يا همه + ان = همگان يا بچه + انه = بچگانه. در واقع به‌نظر مي‌رسد اگر اين‌طور نوشته نشوند هيچ توجيه‌يي براي وجود حرف «گ» نيست.
در مورد استفاده‌ي هم‌‌شکل «ام» به‌صورت ضمير و «ام» به‌عنوان صرف فعل «استن» به‌نظر مي‌رسد تداخل ايجاد مي‌شود، در صورتي‌که براي مثال به اين صورت نوشتن «گفته‌م» به‌معناي گفته‌ي من و «گفته‌ام» به معناي گفته استم، مي‌تواند اين مشکل را حل کند.
در مورد استفاده کردن از تنوين يا «ن»، من هنوز ترجيح مي‌دهم از تنوين استفاده کنم چون با ديدنِ آن حالتِ قيد بودنِ کلمه به‌ذهن خواننده سريع‌تر منتقل مي‌شود. چه‌ايرادي دارد علامتي که حالتي را بيان مي‌کند به الفباي خودمان (که از خودمان نيست) اضافه کنيم؟
در مورد استفاده‌ي ويرگول داخل گيومه، من متوجه‌ي مزيتي در خوانش يا نوشتن نشدم درصورتي‌که فکر مي‌کنم وقتي متن يا کلمه‌يي را داخل گيومه مي‌نويسم، واحد مجزايي را ارئه مي‌دهيم و طبعاً خواننده انتظارِ مکث در داخل آن واحد مجزا را ندارد. در واقع شايد راحت‌تر باشد اين واحد مجزا در خوانش توسط ذهن خواننده درک شود و بعد در ادامه نيازمندِ مکث کردن بر اثرِ علامت ويرگول شود.
ضمناً خواستم اگر ممکن است مطلبي در مورد نوشتن به زبانِ عاميانه و کتابي بنويسيد. «حقيقت اينه که موقع عاميانه نوشتن آدم دچار سردرگمي مي‌شه و موقع کتابي نوشتن احساسِ دوري از کلماتي که تويِ مغزش شکل مي‌گيره!» smile
امکانات: Email Website

مهرداد
شنبه - ۲۶ دي ۱۳۸۸
فکر نمي کني تبعيت از رسم الخطي که مورد تاييد فرهنگستان است، بهتر از هرگونه نظريه پردازي و توجيه است؟
امکانات: Email Website

علي
پنج‌شنبه - ۲۴ دي ۱۳۸۸
علي
پنج‌شنبه - ۲۴ دي ۱۳۸۸
جناب پژوهش عزيز
تا آنجا که من مي دانم در متون لاتين هم ويرگول بعد از گيومه مي آيد، احتمالا مواردي که شما ديده ايد بايد واقعا غلط باشند نه غلط مصطلح. در هر حال ممنون مي شوم اگر بعضي ز آن موارد را در اينجا معرفي بفرماييد.
امکانات: Email Website

اين نظر به صورت خصوصي نوشته شده است و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده مي باشد.

پ.پژوهش
پنج‌شنبه - ۲۴ دي ۱۳۸۸
1 - فکر کنم منظور من رو درست متوجه نشديد، من ايرادي به جدا‌نويسي نگرفتم، اگه توجه کنيد خودم هم تفکيک‌شده مي‌نويسم. ايراد من به رسم‌الخط افراطي تعميمي که تمايزي مابين واژه‌هاي مستقل، پيشوندي و پسوندي نمي‌ذاره بود.

2 - بنا‌به گفته‌ي سوسور دال و مدلول دو شاخصه‌ي اصلي داره:
الف - پيوند ميان دال و مدلول، اختياري و قراردادي‌ئه. نه در واژه و نه در شيئ، چيزي که اون‌ها رو به هم مرتبط کنه، وجود نداره. همين اصل‌ئه که ابهام و تنوع معنا رو ميسر مي‌کنه. البته به شرطي که نشانه‌هاي زباني مورد توافق اجتماعي قرار بگيره. بنابر‌اين، زبان امري اجتماعي محسوب مي‌شه. اين‌که اين توافق «اجتماعي» چه‌جوري به وجود مي‌آد، براي سوسور اهميتي نداشت. تنها تحليل همزماني زبان به عنوان يک ساختار براش مهم بود و شيوه‌ي بررسي و تحليل خودش رو همزماني - در تقابل با تحليل در‌زماني - توصيف کرد.
ب - دال تنها در زمان خطي جريان داره؛ در نتيجه مابين «زبان» - به عنوان يک سيستم - و «گفتار» - به عنوان واحد‌هاي فردي و مشخصي از زبان - تمايز وجود داره. در واقع زبان اجتماعي‌ئه و هيچ فردي نمي‌تونه ارزش‌هاي خاصي رو در ترکيب دال و مدلول به کار بگيره. به بيان بهتر هر فردي شايد بتونه زبان خصوصي‌ براي خود بسازه اما اين زبان براي ديگران قابل فهم نيست. وقتي مي‌شه از فهم اجتماعي زبان حرف زد که بين دال و مدلول توافقي اجتماعي در کار باشه. بنابراين ارزش زباني رو مي‌شه معنايي دونست که اجتماع به نشانه‌هاي زباني تخصيص مي‌دهد. از اين نظر، ارزش‌هاي زباني،  محدود به نشانه‌هايي هستند که در چارچوب يک جامعه معيّن به کار گرفته مي‌شن. به عبارت بهتر، ارزش زباني، محصول ساختار (يعني زبان)‌ئه، نه ناشي از روابط دال و مدلول فردي (يا گفتار).
و در آخر اين که بنا به گفته‌ي شما: « [هر ساختار ضبط واژه‌اي بايد] مورد تأييد اعضاي جامعه‌ي زباني فارسي قرار بگيرد.»

2- همون‌طور که مي‌دونيد، با ترکيب کلمات - مدل ماشين زباني: "پيشوند*مستقل*پسوند*" - کلماتي ساخته مي‌شن که در طول زمان از عناصر سازنده دور شده و هويتي جديد مي‌گيرن. خود اين واژه‌هاي جديد هم در آينده خانواده‌ي خودشون رو مي‌سازن و چرخه‌ي واژه‌سازي زبان ادامه پيدا مي‌کنه. خلاصه کردن زبان به عناصر سازنده‌ي اون و ممانعت از آفرينش کلمات جديد از ترکيب‌هاي اصلي که به مرور زمان از فرم اوليه‌ي اون جدا مي‌شه باعث مي‌شه که اين چرخه از يکي از مهم‌ترين عناصر زباني، يعني زايايي و باز‌زايي تهي بشه. مثال:
يخ‌چال: «چاله‌اي عميق و مسقف که يخ به زمستان در آن ريزند و نگهدارند تابستان را.» [1]
يخچال: «وسيله‌اي كه با نيروي برق كار مي‌كند و هرچه را در آن بگذارند سرد نگاه مي‌دارد» [2]
همون طور که مي بينيد براي يک واژه‌ي وارداتي با فاصله‌گرفتن از ريشه‌هاي سازنده‌ي کلمه مي‌تونيم کلمات جديدي بسازيم.

3- در آخر هم اين‌که جدا‌نويسي اگر بر اساس قواعد زباني انجام بشه خوبه، وگرنه از هر ابزاري بيش از اندازه استفاده بشه خودش باعث مشکل مي‌شه. هر چيزي اصولي داره و نمي‌شه همه‌ي واژه‌ها رو يک جنس گرفت و دامن رو هم براي سر دوخت و هم براي پايين‌تنه.

4- ضمناً موارد ديگه‌اي هم جزو نقد‌هاي من بود که به خصوص مورد «3.ب» رو که تناقض شديدي توي رسم‌الخط‌تون ايجاد کرده.

ممنون. بازم ببخشيد طولاني شد. :)

پي‌نوشت:
1- فرهنگ دهخدا به نقل از آنند‌راج
2- فرهنگ معين
امکانات: Email Website

ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 
نوشته‌هاي مرتبط

RSS 2.0

javied1364@gmail.com

امکانات
جستجو
خبرنامه سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
گزارش‌ها
مطالب سايت
نوشته ها: ۶۰
نظرات: ۱۴۹
دنبالکها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۹۹۴۰۸ صفحه
مشاهده امروز: ۱۸ صفحه
بيشترين مشاهده:
يک‌شنبه - ۵ ارديبهشت ۱۳۸۹
تعداد: ۱۹۸۲ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۵ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
سه‌شنبه - ۳ فروردين ۱۳۸۹
تعداد: ۱۷ نفر
مراجعه به: