نوشته‌ها
لیست نوشته ها
جستجو

جمعه - ۱۲ آبان ۱۳۹۱

قناری‌باز قناری‌باز

حامد اسماعیلیون

نشر چشمه/ چاپ اول/ زمستان ۱۳۸۹

«قناری‌باز،» دومین مجموعه‌داستان دکتر حامد اسماعیلیون، شامل ۸ داستان کوتاه است. مجموعه‌ی قبلی اسماعیلیون «آویشن قشنگ نیست» نام داشت که خیلی خوب دیده شد و جایزه‌ی گلشیری و تقدیرنامه‌ی جایزه‌ی روزی روزگاری را برای نویسنده‌اش به ارمغان آورد.

برخلاف «آویشن قشنگ نیست،» «قناری‌باز» از تنوع مضمونی پررنگی برخوردار است. در مجموعه‌ی اول نویسنده با داستان‌هایی به‌هم‌پیوسته و تقریبن اپیزودیک مواجه بودیم که درون‌مایه‌ای واحد را می‌پروراندند، اما در مجموعه‌ی جدید او هر هشت داستان موضوع مستقل و فرم مخصوص خود را دارند. پلات داستان‌ها از جنگ و مهاجرت تا عشق و رابطه را دربرمی‌گیرند. چشم‌گیرترین نقطه‌ی قوت داستان‌ها فضاسازی درخشان آن‌هاست و پی‌رنگ‌های فکرشده و نسبتن جذاب‌شان، هرچند که هنوز هم خلا بعضی عناصر مانع می‌شود اغلب داستان‌ها به بلوغ برسند و هنوز کامل نشده، افت می‌کنند و پایان می‌یابند.

«قناری‌باز،» اولین داستان کتاب، روایتی‌ست از پیرمردی عاشق قناری‌ها و از خاطره‌بازی‌ها. این داستان از داستان‌های خوب کتاب است. «آی عشق، چهره‌ی آبی‌ات پیدا نیست» به بحران اولین تجربه‌ی عاشقی دختری جوان می‌پردازد، اما با درهم‌آمیزی طنز و جد و واقعیت و تصورات موهوم، عقیم می‌ماند و نمی‌تواند در هیچ‌یک از سویه‌های موردنظرش موفق باشد. «چیزی میان گلدان‌ها» شب‌نشینی دو زوج جوان غربت‌نشین را تصویر می‌کند و قصد دارد از خلال بازگویی تجربه‌ها و تصورات آن‌ها تصویری از مهاجرت و مهاجران ارائه بدهد. اوج و فرود خاصی در کار نیست و نویسنده قصد داشته با روایت صحنه‌ای کوتاه از زنده‌گی عادی، مضمون موردنظرش را بپروراند، اما به موفقیت قابل توجهی دست نیافته است. «حسین حسینی، جمعی گروهان تخریب» نگاهی تازه است به جنگ و، در چارچوب خودش، داستانی به‌نسبت موفق است. این‌جا با جنبه‌ی تازه‌ای از زنده‌گی یکی از رزمنده‌گان جنگ مواجه‌ایم و کاراکتر داستان دلایلی برای حضور در جبهه دارد که با قرائت مالوف متفاوت‌اند.

چهار داستان دوم کتاب به‌مراتب از چهار داستان اول آن قوی‌تر و اسطقس‌دار‌ترند. شاید به‌تر می‌بود کتاب با این چهار داستان آغاز می‌شد یا، دست‌کم، آن‌ها را در مجموعه پخش می‌کردند. «شهرک مروارید» ماجرای مردی‌ست گرفتار در بوروکراسی که آرزو‌های‌اش برای ساخت یک شهرک ساحلی رویایی بربادرفته و نافرجام است؛ با این حال، مثل سرهنگ در «کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد» گابریل گارسیا مارکز، هنوز امیدش را به رسیدن خبر مسرت‌بخش از دست نداده است، امیدی یک‌سره باطل و واهی.

سه داستان بعدی، هر یک به نوعی، با مضمون ارتباطات عاطفی و عشق مرتبط‌اند. «عصر تابستان» روایتی‌ست از زنی جذاب به‌نام «یگانه فربد» که قربانی مرگی زودهنگام می‌شود. «عصر تابستان» داستانی قوام‌یافته و خواندنی‌ست، هرچند تصویر ارائه‌شده از کاراکتر زن تکرار تصویر زن اثیری دست‌رس‌ناپذیری‌ست که همه شیفته و واله‌ی او هستند و آن ازدواج‌اش با «جوان شهرستانی بی‌مایه» هم خیلی «داش‌آکلی»ست! «اتاق قرمز خیابان پشتی» ترکیبی‌ست از نوستالژی و شور عشق‌های جوانی؛ داستان دختری که عاشق دانش‌جوی ساکن در خواب‌گاه آن طرف خیابان می‌شود. ماجرای داستان چندان بدیع و خاص نیست و در زمره‌ی آن «عشق‌های پنجره‌ای» (!) است که بارها در داستان‌ها و فیلم‌های ایرانی روایت شده‌اند. به‌رغم این، اسماعیلیون، با تهمیداتی، تا حدودی داستان‌اش را نجات داده است. داستان آخر کتاب شاید به‌ترین داستان آن باشد. «نیالا» حکایت یک عشق بی‌مقدمه و عجیب است، با شروعی غریب و پایانی غریب‌تر؛ بازگویی ارتباطی که تصادفی شکل می‌گیرد، با لذت ادامه می‌یابد، و بدون هیچ چشم‌داشتی به آینده، با پایان دیدار کوتاه دختر و پسر، پایان می‌‌پذیرد.

زبان داستان‌های «قناری‌باز» پاکیزه‌تر و جاافتاده‌تر از زبان مجموعه‌ی قبلی نویسنده است، اما هنوز هم از یک ضعف عمده رنج می‌برد. با وجود تلاش محسوس نویسنده برای خلق تمایز زبانی، همه‌ی داستان‌های او، با هر طرح و تم، یک زبان مشترک دارند، یک‌جور روایت می‌شوند، و آدم‌های‌اش گفتار مشابه دارند. البته این ضعفی‌ست که در داستان‌های معاصر فارسی اپیدمیک شده و آن‌قدر شایع است که شاید به چشم خیلی‌ها نیاید.

در مجموع، کتاب «قناری‌باز» برای حامد اسماعیلیون گامی رو به جلوست و یک سر و گردن از «آویشن قشنگ نیست» به‌تر و حرفه‌ای‌تر است. با وجود این، هنوز مانده که اسماعیلیون به یک نویسنده‌ی شش‌دانگ و پخته بدل شود، و تازه از این به بعد باید منتظر آثار شاخص او بود.


امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 4 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=245
دیدگاه‌
<< صفحه بعدی ۰۱ صفحه قبلی >>
وحید حسینی
سه‌شنبه - ۱۳ اسفند ۱۳۹۲
درود بر حسین جاوید گرامی و کوشا و پرکار.
راستش گاه کتابلاگ را دنبال می‌کنم و نگاه بی طرفانه ات را دوست دارم. اما درباره ی کتاب آقای اسماعیلیون؛ نمی‌دانم همه‌گیرشدن داستان‌های بی‌بهره از «آن» باعث می‌شود به کاری در سطح «قناری‌باز» توجه شود یا دلیلی دیگر را باید جست!
به نظرم بیماری دامنگیر بسیاری از داستان‌های کنونی فارسی نبود آنِ داستانی است؛ ایرادی که کتاب اسماعیلیون هم داشت. یادم نیست چند داستان کتاب را خواندم اما همین‌قدر بگویم که هیچ‌کدام بعد از خواندن حسی در من باقی نمی‌گذاشت و این عیب کوچکی نیست.
به عنوان خواننده‌ای مشتاق و البته دوستدار فرهنگ و ادب سرزمین‌مان با خواندن بسیاری از داستان‌های ایرانی کنونی ناامید می‌شوم.
امکانات: Email Website

ممو
سه‌شنبه - ۳۰ آبان ۱۳۹۱
این رو حتما باید بخرم...
امکانات: Email Website

این نظر به صورت خصوصی نوشته شده است و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده می باشد.

خواننده مطلب
شنبه - ۱۳ آبان ۱۳۹۱
پس با یک تناسب خطی چون آویشن قشنگ نیست جایزه گلشیری رو برده و همینطور در روزی روزگاری تقدیر شده قناری باز هم که به نظر شما خیلی بهتره باید نوبل ادبی و پولیتزری دیگه حداقل من بوکر آسیایی  رو ببره !
البته ادب شما در تفهیم مقصودتون(که احتمالآ تناسب خطی بالا نیست) ستودنی است ولی بهتر نیست کمی روراست تر با مسایل برخورد کرد. اهدا جایزه ای مثل گلشیری با آن دادار دودورش تآثیر بسیار زیادی بروی ادبیات می گذارد حتی روی کسانی که این جایره ها را به هیچ می گیرند. فکر نمی کنم نقد فقط به کتاب و نویسنده اش مربوط باشد و فقط حرفی باشد که بین منتقد و نویسنده رد و بدل شود.

پاسخ کتابلاگ
قیاس من بین دو کتاب یک نویسنده است و ربطی به جایزه‌ بردن و نبردن ندارد. «قناری‌باز» خیلی به‌تر و حرفه‌ای‌تر از «آویشن قشنگ نیست» است، حالا اگر جایزه‌ی گلشیری انتخاب‌اش درست بوده یا نبوده، دخلی به داوری من ندارد و مسئول‌ انتخاب‌های آن‌ها من نیستم. من نوشته‌ام آن کتاب خوب دیده شد، ننوشته‌ام که حق‌اش بود یا نبود که فلان جایزه را بگیرد. جمله‌ی من جنبه‌ی خبری دارد. اگر جنبه‌ی تحلیلی داشت «آویشن قشنگ نیست» را با نام‌زدهای آن دوره مقایسه می‌کردم و می‌گفتم آیا این کتاب شایسته‌ی جایزه بود یا نه.
من همیشه سعی می‌کنم قضاوت‌های‌ام را بر اساس چارچوب اثر انجام بدهم. قرار نیست یک مجموعه‌داستان یا رمان ایرانی را با شاه‌کارهای فلان نویسنده‌ی غربی بسنجیم. یا، مثلن، یک کار ادبیات نوجوان را با آثار شاخص ادبیات بزرگ‌سال مقایسه کنیم. «قناری‌باز» نسبت به ادبیات شب‌چره‌ای و انبوه مزخرفاتی که این روزها به اسم داستان چاپ می‌شوند کار قابل تاملی‌ست، به‌خصوص این‌که دومین کتاب نویسنده‌اش است.
امکانات: Email Website

ثبت نظر
برای ثبت نظر جدید در ارتباط با نوشته فرم زیر را کامل کنید.
وارد کردن مواردی که با علامت v مشخص شده‌اند الزامی است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونیک:
سایت اینترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصی
در صورت انتخاب این گزینه، نظر بصورت خصوصی ثبت خواهد شد و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.
تاییدیه: v
برای تایید اطلاعات فرم متن داخل تصویر را مجددا وارد نمایید.

 
نوشته‌های مرتبط

RSS 2.0

javied1364@gmail.com

امکانات
خبرنامه سایت
گزارش‌ها
مطالب سایت
نوشته ها: ۲۸۰
نظرات: ۹۸۳
دنبالکها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۲۶۳۳۱۸۴ صفحه
مشاهده امروز: ۱۸ صفحه
بیشترین مشاهده:
جمعه - ۴ فروردین ۱۳۹۶
تعداد: ۲۶۶۷۴ صفحه
بازدید همزمان
در حال حاضر: ۱ نفر
بیشترین بازدید همزمان:
چهارشنبه - ۱۷ شهریور ۱۳۹۵
تعداد: ۳۶۱ نفر
مراجعه به: