نوشته‌ها
لیست نوشته ها
جستجو

جمعه - ۱۳ بهمن ۱۳۹۱

نور زمستانینور زمستانی

اینگمار برگمان/ ترجمه‌ی ایرج کریمی

نشر نی/ چاپ اول/ ۱۳۷۹

برگمان از فیلم‌سازان مورد علاقه‌ی من است و بسیاری از فیلم‌های‌اش را دو یا سه بار دیده‌ام. دنیای سرد و تاریک و خاموشی که برگمان خلق می‌کند تصویری بسیار مشابه به جهان بی‌عاطفه و رو به اضمحلالی ــ یا شاید هم مضمحلی ــ است که در آن زنده‌گی می‌کنیم. برگمان روح آشفته‌ی زمانه و روابط عاطفی نابودشده و پوشالی بین انسان‌ها را به‌تر از خیلی‌ها می‌شناخت. او هم‌چنین آگاه بود که بسیاری از مشکلات انسان از پرسش‌ها و تاملات فلسفی و هستی‌شناسیک او ــ از جمله، چگونگی رابطه‌اش با خدا و مسائل مذهبی ــ نشئت می‌گیرد. کاراکترهای پرشماری در آثار مختلف برگمان درگیر شناخت موقعیت خود و شناخت جای‌گاه دیگران در زنده‌گی‌شان هستند، از فیلم‌های نخستین او گرفته تا آخرین فیلم‌اش «ساراباند.» «نور زمستانی» هم از این قاعده مستثنا نیست. این فیلم به دغدغه‌ها‌ی دینی و اعتقادی کشیشی می‌پردازد که درگیر شک و تردید شده و در مرز فروپاشی جسمی و روحی‌ست.

«نور زمستانی» از مشهورترین، محبوب‌ترین، و ــ به اعتقادی بسیاری ــ از به‌ترین فیلم‌های برگمان و تاریخ سینماست. خود برگمان هم این فیلم‌اش را خیلی دوست داشت. خوش‌بختانه، فیلم‌نامه‌ی این اثر به فارسی ترجمه و منتشر شده است.

فیلم‌نامه‌ی «نور زمستانی» بیش از بسیاری از فیلم‌نامه‌های اسطقس‌دار تاریخ سینما به اثری مستقل و خواندنی طعنه می‌زند؛ این نه فقط به توصیف‌های شاعرانه و ادبی برگمان از صحنه‌ها ــ مثلن، جایی می‌نویسد: «ساعتی قدیمی که می‌لنگد، تردید می‌کند، گلوی‌اش را صاف می‌کند» ــ ربط دارد که از تهی بودن روایت از ریزه‌کاری‌های فنی هم متاثر است. فیلم‌نامه حتا سکانس‌بندی هم ندارد و برگمان داستان‌اش را در چهار فصل روایت می‌کند، بدون کوچک‌ترین شرحی از مسائل فنی‌ (مثل نحوه‌ی قرار گرفتن دوربین، دیزالو تصاویر، میمیک بازی‌گرها، و ...). به همین دلیل، خواندن فیلم‌نامه‌ی «نور زمستانی» هم برای کسانی که فیلم را دیده‌اند جذاب است و هم برای آن‌هایی که آن را ندیده‌اند. در ضمن، متن فیلم‌نامه با آن‌چه در فیلم می‌بینیم در چندین مورد تفاوت‌های جزیی دارد که خود این هم به جذابیت مطالعه‌ی فیلم‌نامه‌ی «نور زمستانی» می‌افزاید.

«توماس اریکسون» کشیش یک کلیسای کوچک روستایی در ناحیه‌ای کم‌جمعیت و دورافتاده از سوئد است. توماس چند سال پیش هم‌سرش را، که وابستگی زیادی به او داشته، از دست داده و اندک‌اندک همه‌چیز در نظرش پوچ و بی‌معنی جلوه‌گر شده است؛ او از همان کودکی هم اعتقادات آن‌چنان قوی و سفت و سختی نداشته و بیش‌تر تحت تاثیر پدر و مادر مومن‌ و تربیت مذهبی‌اش کشیش شده است. حالا، به دام تردید لغزیده و در ایمان‌اش به خدا و مسیح دچار یک شک عمیق شده است.

دنیای «نور زمستانی» دنیایی‌ست عاری از معنویت و سرد و منجمد. کلیساهای‌اش نمازگزاری ندارند؛ حتا مسئول سرودهای مذهبی کلیسا آشکارا غیرمذهبی‌ست و مدام خمیازه می‌کشد و به ساعت‌اش نگاه می‌کند تا ببیند مراسم کی تمام می‌شود. در این میان، حتا معشوقه‌ی کشیش، «مارتا،» ــ که البته مدتی‌ست روابط‌‌اش با او به سردی گراییده ــ نیز به وجود خدا اعتقادی ندارد و این را صراحتن و بارها به زبان می‌آورد. جز عده‌ی انگشت‌شماری علیل و پیر، نمازگزار دیگری باقی نمانده و دعاها و اوراد مذهبی نه دیگر به کار خود کشیش می‌آیند و نه به کار مردمانی که انتظار دارند پدر روحانی گره‌ی کارشان را باز کند ــ گو این‌که ماهی‌گیر افسرده و نومیدی که هم‌سر پا به ماه‌اش او را برای موعظه‌شنیدن و کمک‌گرفتن نزد کشیش آورده است، عصرِ همان روز عبادت و دیدار، با شلیک یک گلوله در مغزش به زنده‌گی خود پایان می‌دهد!

کشیش توماس در مخمصه‌ی بین کفر و ایمان گیر افتاده و این استیصال بر همه‌ی شئونات زنده‌گی‌اش سایه‌ی شومی و شوریده‌گی افکنده است، از شغل‌اش و اعتقادات‌اش گرفته تا روابط‌اش با دیگران و مهم‌تر از همه با مارتا.

پایان «نور زمستانی» پایانی باز و تاویل‌پذیر است. کشیش برای اجرای مراسم روحانی به کلیسایی در ده‌کده‌ی مجاور آمده است. هیچ‌کس، حتا یک نفر، برای حضور در مراسم به کلیسا نیامده است. فقط خود توماس آن‌جاست و خادم کلیسا و نوازنده‌ی ارگ، و البته مارتا. قاعدتن مراسم دعا باید لغو شود. اما کشیش تصمیم می‌گیرد مراسم را اجرا کند. این تصمیم را تعدادی از مفسران آثار برگمان به بازگشت کشیش به دامان یقین تاویل کرده‌اند، چه او فقط برای رضایت خودش و ادای وظیفه‌ی مذهبی‌اش به اجرای نیایش می‌پردازد.

«نور زمستانی» بیست و دومین کتاب از مجموعه‌ی «۱۰۰ سال سینما، ۱۰۰ فیلم‌نامه»ی نشر نی است. این کتاب در سال ۱۳۷۹ منتشر شده و، تا آن‌جا که من می‌دانم، تا کنون تجدید چاپ نداشته است.

از مجموعه‌ی «۱۰۰ سال سینما، ۱۰۰ فیلم‌نامه» در کتابلاگ:

- پاریس تگزاس


امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 4 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=256
دیدگاه‌
<< صفحه بعدی ۰۱ صفحه قبلی >>
معصومه جمالی مهر
چهارشنبه - ۲ اسفند ۱۳۹۱
این فیلم و کلا " برگمان " و کارهایش را دوست دارم
سپاس از مطلب خوبی که چون همیشه ارائه داده اید.
با احترام
امکانات: Email Website

محسن حاجی زین العابد
دوشنبه - ۲۳ بهمن ۱۳۹۱
وبلاگ خوبی است. استفاده كردیم. اگر می شود لیست آن 200 كتاب كه باید قبل از مرگ خواند را یكجا درج كنید.
موفق باشید.
امکانات: Email Website

این نظر به صورت خصوصی نوشته شده است و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده می باشد.

ممو
شنبه - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱
به سلامتی بازگشتید...
انشاالله اینجا همیشه پر باشد!

پاسخ کتابلاگ
مچکرم. سلامت باشید.
امکانات: Email Website

ثبت نظر
برای ثبت نظر جدید در ارتباط با نوشته فرم زیر را کامل کنید.
وارد کردن مواردی که با علامت v مشخص شده‌اند الزامی است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونیک:
سایت اینترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصی
در صورت انتخاب این گزینه، نظر بصورت خصوصی ثبت خواهد شد و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.
تاییدیه: v
برای تایید اطلاعات فرم متن داخل تصویر را مجددا وارد نمایید.

 

RSS 2.0

javied1364@gmail.com

امکانات
خبرنامه سایت
گزارش‌ها
مطالب سایت
نوشته ها: ۲۸۰
نظرات: ۹۸۳
دنبالکها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۲۵۹۰۳۰۴ صفحه
مشاهده امروز: ۱۱۹۷ صفحه
بیشترین مشاهده:
جمعه - ۴ فروردین ۱۳۹۶
تعداد: ۲۶۶۷۴ صفحه
بازدید همزمان
در حال حاضر: ۲ نفر
بیشترین بازدید همزمان:
چهارشنبه - ۱۷ شهریور ۱۳۹۵
تعداد: ۳۶۱ نفر
مراجعه به: