نوشته‌ها
لیست نوشته ها
جستجو

سه‌شنبه - ۲۰ فروردین ۱۳۹۲

مینو مشیری را دیگر همه‌تان می‌شناسید، به‌خصوص با ترجمه‌های درخشان‌‌اش از کتاب‌هایی مثل «کوری،» «ژاک قضا و قدری و ارباب‌اش،» «هدا گابلر،» «زنده‌گی و زمانه‌ی مایکل ک،» «عصر بی‌گناهی،» و بسیاری کتاب دیگر. خانم مشیری حدود یک سال در صفحه‌ی آخر روزنامه‌ی «شرق» ستونی را با نام «بی‌تعارف» می‌نوشت. در این ستون، اکثرن به‌زبان طنز، به مسائل گوناگون ادبی و فرهنگی پرداخته می‌شد. آخرین یادداشت این ستون یادداشتی بود با عنوان «اگر من مسئول صفحه‌ی آخر شرق بودم،» که البته، به‌دلایلی، هیچ‌وقت منتشر نشد. حالا، من این یادداشت را از خانم مشیری گرفته‌ام تا در کتابلاگ منتشر کنم. گرچه مضامین این یادداشت در ظاهر مربوط به روزنامه‌ی شرق است، می‌توان آن‌ها را به اکثر روزنامه‌های داخلی تعمیم داد.


اگر من مسئول صفحه‌ی آخر شرق بودم

مینو مشیری

۱) دیگر صحبت ذره‌بین نیست. از ذره‌بین گذشته و نیازی مبرم به تلسکوپ است. مگر می‌توان این ریزترین فونت‌ها را خواند؟ چنان واژگان ساردین‌وار کیپ هم قرار دارند و نقطه و ویرگول و سایر علایم نقطه‌گذاری که قرار است «خوانش» را منطقی و راحت سازند نامرئی‌اند که مقالات و یادداشت‌ها به‌جای چشم‌نواز بودن، چشم‌آزار گردیده‌اند و انسان را از هر چه «خوانش» است فراری می‌دهند.

هر مطلب مکتوبی نیاز به قدری فضا برای اکسیژن و تنفس دارد. آیا روزنامه‌ی وزین شرق بیم از «کم‌فروشی» دارد؟ مانند پنیر که قیمت‌اش بالا و حجم‌اش فشرده شده؟ من ده هزار ریال پول بی‌زبان بدهم که حتا قادر به خواندن مقاله‌ای که خود نوشته‌ام نباشم؟ ای بابا!

۲) چرا صفحه‌ی آخر شرق مبدل به صفحه‌ی ترحیم و تسلیت شده؟ خب، ۷۵ میلیون ایرانی هستیم و البته هر روز به‌‌‌اجبار تقدیر عده‌ای به آن دنیا می‌روند و هر روز عده‌ای ناخواسته به این دنیا می‌آیند. صدالبته شایسته است از رفته‌گان هنرمندمان تجلیل و یاد شود اما آیا باید تمامی این یادبودها و تجلیل‌ها در صفحه‌ی آخر انجام گیرند؟ یک ستون تجلیل متین و صادقانه به از ستون‌ستون حرف‌های مکرر و اظهار دوستی و نزدیکی‌های دروغین نیست؟ اثرگذارتر هم نیست؟ اصلن پیش‌نهاد می‌کنم بزرگان ادب و هنر ما، که امیدوارم ۱۲۰ سال عمر کنند، خودشان پیشاپیش یادبودشان را قبل از رفتن به فردوس طبق میل خود بنویسند. خیلی‌خیلی به‌تر است. آخر چه‌قدر تولد و فوت و زادروز و سال‌روز و سال‌مرگ؟ حدی ندارد؟ ای بابا!

۳) اگر من مسئول صفحه‌ی آخر شرق بودم بی‌تردید ۸۰ درصد مقالات وارده را به زیور چاپ آراسته نمی‌کردم. یک نفر از خوبی‌های و سجایای اخلاقی پدرجان‌اش می‌نویسد. به من نوعی چه؟ این مطلب را باید روز پدر برای ایشان بفرستد و جای‌اش در صفحه‌ی آخر شرق نیست. آن دیگری مایل است به دخترش پند و اندرز بدهد و لابد چون جرئت نمی‌کند این مهم را رویارو انجام دهد به ستون‌نویسی در شرق پناه می‌جوید. البته همه می‌دانیم دوران دوران فرزندسالاری‌ست و بی‌تعارف والدین از فرزندان خود می‌ترسند، اما مکتوب کردن این ترس جای‌اش در صفحه‌ی آخر شرق نیست. آن سومی هم که فقط بلد است از حدیث نفس، و حدیث نفس، و باز هم حدیث نفس بنویسد. ای بابا!

در پیرامون ما روزانه هزاران مطلب برای نوشتن پیدا می‌شود. مطلب باید بکر و به‌روز باشد. چرا فقط در اینترنت جست‌وجو می‌کنید تا «به‌بهانه‌ی» تولد یا فوت بخت‌برگشته‌ای ترجمه‌ی شکسته‌بسته‌ای را به‌عنوان مقاله به خورد ما بدهید؟ ای بابا!

۴) اصلن اگر من مسئول صفحه‌ی آخر شرق بودم، یا صفحه را سفید باقی می‌گذاشتم تا چشمان زیبا و خسته‌ی خواننده‌گان استراحت کنند و فرصت برای جمع‌آوری پول برای خرید تلسکوپ دست دهد، و یا، به‌تر، تمامی مطالب را خودم می‌نگاشتم، چه سیاسی، چه اجتماعی، چه اقتصادی، چه فرهنگی، و چه ورزشی. خودم هم حروف‌چینی و ویراستاری و تصحیح و صفحه‌آرایی می‌کردم. با فونت چشم‌نواز. حتا آگهی‌های پایین صفحه را هم خودم می‌نوشتم. خیلی‌خیلی به‌به می‌شد. همین.


امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 4 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=275
دیدگاه‌
<< صفحه بعدی ۰۱ صفحه قبلی >>
احسان
دوشنبه - ۱۵ مهر ۱۳۹۲
از زحمات خانم مشیری بابت ترجمه های بسیار عالیشان تشکر میکنم .بسیار مقاله عالی بود و ای کاش به عوض کنار گذاشتن این گونه هنرمندان باتجربه  وبا لیاقت از انان تقدیر و تشکر به عمل می آمد .افسوس از فرهنگ ایرانی که به بیراهه میرود
امکانات: Email Website

این نظر به صورت خصوصی نوشته شده است و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده می باشد.

آبلوموف
چهارشنبه - ۲۱ فروردین ۱۳۹۲
سال هاست با این مطالبی که خانم مشیری مطرح کردند در نشریات دست به گریبانیم . کسانی که نو اندیش بوده اند ناچار به ترک کار شده اند . و حال و روز روزنامه ها بد و بدتر شده است .
امکانات: Email Website

سورنا
چهارشنبه - ۲۱ فروردین ۱۳۹۲
عجیب همذات پنداری کردم با این نوشته. ممنون که منتشرش کردی جاوید جان.
امکانات: Email Website

ثبت نظر
برای ثبت نظر جدید در ارتباط با نوشته فرم زیر را کامل کنید.
وارد کردن مواردی که با علامت v مشخص شده‌اند الزامی است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونیک:
سایت اینترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصی
در صورت انتخاب این گزینه، نظر بصورت خصوصی ثبت خواهد شد و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.
تاییدیه: v
برای تایید اطلاعات فرم متن داخل تصویر را مجددا وارد نمایید.

 
نوشته‌های مرتبط

RSS 2.0

javied1364@gmail.com

امکانات
خبرنامه سایت
گزارش‌ها
مطالب سایت
نوشته ها: ۲۸۰
نظرات: ۹۸۳
دنبالکها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۲۶۸۱۳۲۷ صفحه
مشاهده امروز: ۱۰۸۰ صفحه
بیشترین مشاهده:
جمعه - ۴ فروردین ۱۳۹۶
تعداد: ۲۶۶۷۴ صفحه
بازدید همزمان
در حال حاضر: ۳ نفر
بیشترین بازدید همزمان:
چهارشنبه - ۱۷ شهریور ۱۳۹۵
تعداد: ۳۶۱ نفر
مراجعه به: