نوشته‌ها
لیست نوشته ها
جستجو

چهارشنبه - ۱۲ تیر ۱۳۹۲

ملکوتملکوت

بهرام صادقی

کتاب زمان/ چاپ ششم/ ۱۳۵۷

بهرام صادقی (۱۳۱۵ـ۱۳۶۳) از مشهورترین نویسنده‌گان معاصر ایران است. آثار او به مجموعه‌‌ای از داستان‌های کوتاه با نام «سنگر و قمقمه‌های خالی» و رمان «ملکوت» محدود است. صادقی از دانش‌گاه تهران دکترای طب گرفته بود و هر از گاهی داستان‌های‌اش را در نشریات مختلف، و بیش‌تر در مجله‌ی «سخن،» چاپ می‌کرد. به‌رغم حجم اندک نوشته‌های صادقی، او جای‌گاهی والا در ادبیات داستانی ما دارد و از او به‌عنوان نویسنده‌ای پیش‌گام و خلاق یاد می‌شود. رمان «ملکوت» او از پرآوازه‌ترین داستان‌های ایرانی‌ست. در اغلب کتاب‌هایی که به روند داستان‌نویسی ایران پرداخته‌اند، ناگزیر، صفحاتی هم به این کتاب اختصاص داده شده است. بهرام صادقی این اثر را اولین بار در سال ۱۳۴۰  منتشر کرد.

«ملکوت» شروعی خیره‌کننده و عالی دارد، شروعی که به آغاز داستان «مسخ» نوشته‌ی «فرانتس کافکا» طعنه می‌زند: «در ساعت یازده شب چهارشنبه‌ی آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد.» این شروع غافل‌گیرکننده و کنج‌کاوی‌برانگیز خواننده را یک‌راست به هنگامه‌ی ماجرا پرتاب می‌کند. مودت و سه نفر از دوستان‌اش در یک باغ خارج از شهر جمع شده‌اند تا شبی را به عیش و نوش بگذرانند، اما اتفاقی غیرمنتظره در کمین آن‌هاست که نه‌تنها شب آن‌ها، بل‌که زنده‌گی‌شان را هم نابود خواهد کرد. صادقی از این سه نفر با نام‌های «منشی جوان،» «مرد چاق،» و «ناشناس» یاد می‌کند. ناشناس در اغلب صحنه‌های رمان ساکت است و حضوری معمایی دارد. در پایان رمان معلوم می‌شود او هم‌دست شیطان است.

تمام ماجرا از یازده شب چهارشنبه تا سحرگاه پنج‌شنبه، یعنی از یک شب تا صبح، اتفاق می‌افتد؛ با این حال، گستره‌ی ماجراهای سمبولیک و اساطیری رمان بسیار وسیع‌ است.

دوستان مودت او را به شهر و پیش دکتر مرموز و نه‌چندان خوش‌نامی به نام «دکتر حاتم» می‌برند. دکتر حاتم، به روشی عجیب، مودت را درمان می‌کند. در مطب او اتفاقات شگفت‌آور دیگری هم می‌افتد، ازجمله این‌که مودت و دوستان‌اش با مردی به‌ نام «م. ل» و خدمت‌کار او آشنا می‌شوند. م. ل ظاهرن ملاک ثروت‌مندی‌ست که اعضای مختلف بدن‌اش را طی جراحی‌های مختلف قطع کرده و حالا برای قطع آخرین عضو باقی‌مانده‌اش، یعنی یکی از دست‌های‌اش، به خانه/ مطلب دکتر حاتم آمده و در یکی از اتاق‌های او پانسیون شده است. م. ل را پیشکار و راننده‌اش، «شکو،» هم‌راهی می‌کند. دکتر حاتم به مرد چاق و منشی جوان آمپولی هم تزریق می‌کند که در ظاهر برای تقویت قوای مردانه‌گی آن‌هاست، اما نیتی شوم در پس این کار قرار دارد.

داستان رمان رئالیستی نیست و خیلی‌زود خواننده درمی‌یابد با جهانی فراواقعی و خیالی روبه‌روست. دکتر حاتم نماد شیطان است و م.ل نماد یهوه. این دو دیرزمانی‌ست که با یک‌دیگر در جنگ و رقابت‌اند. دکتر حاتم، یا همان شیطان، شهر به شهر می‌رود و مردمان را با فریب و اغوا از پا درمی‌آورد. حتا به زن‌های زیبایی هم که با آن‌ها ازدواج می‌کند رحم نمی‌کند. م. ل هم در تردیدها و کابوس‌های‌اش گرفتار است و ظاهرن یارای مقابله با رقیب‌اش را ندارد. در این میان، این انسان‌ها هستند که قربانی محض‌اند و ناخواسته بازی‌گران خیمه‌شب‌بازی این دو شده‌اند. صادقی در بن‌مایه‌های ملکوت از باورهای مسیحیت و اسلام، توامان، استفاده می‌کند. آوردن آیاتی از قرآن و انجیل در ابتدای فصول کتاب نشانه‌ای از همین رویکرد است.

«ملکوت» یک رمان تمثیلی فلسفی‌ست و درون‌مایه‌ی آن به‌خوبی جهان‌بینی نویسنده‌اش را به نمایش می‌گذارد. صادقی، در لفافی از طنز سیاه و تلخ خاص خودش، به چیستی وجود و مرگ می‌پردازد و پوچی زنده‌گی را به تصویر می‌کشد. از نظر او، به‌قول شخصیت رمان‌اش، «همه‌چیز طعمه‌ی مرگ است» و انسان‌ها، اسیر پنجه‌ی نیروهای ماورای طبیعی، به شوربختی علاج‌ناپذیر محکوم‌اند. دکتر حاتم به بسیاری از مردم شهر آن آمپول را زده، آمپولی که درواقع نوعی سم مهلک است و یک هفته پس از تزریق عمل می‌کند. مرد چاق و منشی جوان و بسیاری از هم‌شهر‌ی‌ها و دوستان و اعضای خانواده‌شان در آستانه‌ی مرگی زجرآور و حقارت‌آمیز هستند، در حالی که دکتر حاتم و م. ل هنوز به بازی خود ادامه می‌دهند و نقشه‌های جدید در سر دارند.

جهان داستانی «ملکوت» و کاراکترهای آن بسیار پرداخته و استوار است. صادقی پلات رمان‌اش را به‌خوبی پلات یک رمان پلیسی عالی آفریده است و لحظات نفس‌گیر و تعلیق‌های پرکشش کتاب خواننده را رها نمی‌کنند. او موفق شده برای درون‌مایه‌ی فلسفی‌اش قالب هنرمندانه و جذابی خلق کند و با این تکنیک رمان‌اش را از غلتیدن به دام کسل‌کننده‌گی بازدارد. البته او از اشتباهات و ضعف‌های فرمی کاملن هم مبرا نبوده است. به‌عنوان مثال، او در انتخاب زاویه‌ی دید سهل‌گیرانه عمل کرده و با تغییر راوی و استفاده‌ی گاه‌به‌گاه از راوی دانای کل نامحدود تا حدودی خود را از دش‌واری‌های روایت کل داستان با دانای کل محدود رهانیده است.

در این بیش از نیم قرنی که از چاپ «ملکوت» می‌گذرد، صاحب‌نظران و منتقدان ایرانی ــ از «گلشیری» و «سپانلو» گرفته تا «میرصادقی» و «میرعابدینی» و ... ــ نظرات ضدونقیضی درباره‌ی این رمان داشته‌اند؛ بعضی روی نقاط ضعف آن تمرکز کرده‌اند و بعضی روی نقاط قوت‌اش، اما هیچ‌کس منکر اهمیت «ملکوت» نشده است. «ملکوت،» فارغ از ستایش‌ها و نکوهش‌ها، جای خود را در تاریخ ادبیات ایران و در بین کتاب‌‌خوان‌های چند نسل باز کرده است. چاپ‌های مکرر این کتاب گواه این مدعاست.


امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 5 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=287
دیدگاه‌
<< صفحه بعدی ۰۱ صفحه قبلی >>
نسرین قربانی
چهارشنبه - ۱۹ تیر ۱۳۹۲
سلام آقای جاوید. شب شما به خیر. خیلی مایلم ر وزشنبه درنقد کتاب دوست و همکارم آقای نوروزی شرکت کنم. اگرروزنامه نباشم حتمن می آیم  اما خیلی خوشحال می شوم سه شنبه اول مردادماه در نقدکتابم، فرهنگسرای فردوس شرکت کنید.

پاسخ کتابلاگ
سلام خانم قربانی گرامی. چشم، اگر در سفر نباشم، حتمن می‌آیم. ممنون از دعوت.
امکانات: Email Website

این نظر به صورت خصوصی نوشته شده است و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده می باشد.

محسن
پنج‌شنبه - ۱۳ تیر ۱۳۹۲
دِ آخه نوکرتم قبلش یه «Spoiler Alert» بنویس دیگه! ریدی به داستان رفت! ;)
امکانات: Email Website

این نظر به صورت خصوصی نوشته شده است و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده می باشد.

این نظر به صورت خصوصی نوشته شده است و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده می باشد.

ثبت نظر
برای ثبت نظر جدید در ارتباط با نوشته فرم زیر را کامل کنید.
وارد کردن مواردی که با علامت v مشخص شده‌اند الزامی است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونیک:
سایت اینترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصی
در صورت انتخاب این گزینه، نظر بصورت خصوصی ثبت خواهد شد و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.
تاییدیه: v
برای تایید اطلاعات فرم متن داخل تصویر را مجددا وارد نمایید.

 
نوشته‌های مرتبط

RSS 2.0

javied1364@gmail.com

امکانات
خبرنامه سایت
گزارش‌ها
مطالب سایت
نوشته ها: ۲۸۰
نظرات: ۹۸۳
دنبالکها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۲۶۸۱۳۴۹ صفحه
مشاهده امروز: ۱۱۰۲ صفحه
بیشترین مشاهده:
جمعه - ۴ فروردین ۱۳۹۶
تعداد: ۲۶۶۷۴ صفحه
بازدید همزمان
در حال حاضر: ۱ نفر
بیشترین بازدید همزمان:
چهارشنبه - ۱۷ شهریور ۱۳۹۵
تعداد: ۳۶۱ نفر
مراجعه به: