نوشته‌ها
لیست نوشته ها
جستجو

جمعه - ۳۰ بهمن ۱۳۸۸

 «کاترین منسفیلد» (۱۸۸۸ – ۱۹۲۳) از تاثیرگذارترین و شناخته‌شده‌ترین چهره‌های تاریخ داستان کوتاه است. این بانوی نویسنده در زلاندنو زاده شد اما بیش‌تر عمر خود را در انگلستان و آلمان و ایتالیا گذراند، و در فرانسه، از بیماری سل، مرد. مرگ او در سی و پنج ساله‌گی، و در اوج مهارت و پخته‌گی ادبی‌اش، روی داد. هر چند داستان‌های کوتاهی که نوشته بود در زمانه‌ی خود تاحدودی نامتعارف و آوانگارد به حساب می‌آمد و طرف‌داران کم‌شماری داشت اما آینده‌گان بر اهمیت او در تاریخ ادبیات انگلیسی‌زبان صحه گذاردند و خاموشی نابه‌هنگام او را ضایعه‌ای دانستند که ادبیات را از آثار بزرگ احتمالی نویسنده‌ای چیره‌دست محروم ساخت.

حاصل عمر ادبی منسفیلد چندان پربار نیست. اهمیت او هم نه در کمیت آثارش که در کیفیت آن‌هاست. چهل و اندی داستان کوتاه، یک دفتر شعر، و تعدادی نقد و نوشته‌ی پراکنده مرده‌ریگ این نویسنده را تشکیل می‌دهد.

شمار قابل توجهی از داستان‌های کاترین منسفیلد به فارسی منتشر شده، اما او در ایران، آن‌چون‌آن که باید، شناخته شده و محبوب نیست. داستان کوتاه «باد می‌وزد،» ( در کتابی با هم‌این نام، ترجمه‌ی فرشته مولوی، نشر مرکز) داستان کوتاه «ازدواج به سبک روز،» ( در کتاب «یک درخت، یک صخره، یک ابر،» ترجمه‌ی حسن افشار، نشر مرکز) و سه کتاب «خانه‌ی عروسک،» (ترجمه‌ی ثریا نوراحمد، نشر جوف) «آقای کبوتر و بانو،» (ترجمه‌ی شیرین تعاونی، نشر چشمه) و «مروارید» (ترجمه‌ی غلام مرادی، نشر سبزان) از جمله‌ی آثار ترجمه شده‌ از منسفیلد است. به این لیست باید کتاب «گاردن‌پارتی» را هم افزود که برگردان یکی از به‌ترین و مشهورترین نوشته‌های منسفیلد است. این کتاب، در سال ۱۳۷۱، با ترجمه‌ی شیرین تعاونی، توسط انتشارات «خانه‌ی آٰفتاب» به بازار آمد. «گاردن‌پارتی» یکی از نشریات سری «دریچه‌ای بر به‌ترین داستان‌های مدرن» بود که خانه‌ی آفتاب چند شماره‌ای از آن‌‌ها را چاپ کرد. متاسفانه، چاپ این سری ابتر ماند واین کتاب تجدید چاپ نشد و به مرور به انبوه کتاب‌های کم‌یاب پیوست. محض اطلاع، این نوشته‌ی منسفیلد از جمله‌ی یکی از هزار و یک کتابی‌ست که پیش‌نهاد شده قبل از مردن بخوانیم.

ماجرای «گاردن‌پارتی» در یک صبح تا شب اتفاق می‌افتد، در منزل مجلل و بزرگ «شریدن»ها. سپیده‌دمان روزی‌ست که قرار است در عصرگاه آن یک گاردن‌پارتی در خانه برگزار شود. همه در تب و تاب و جنب و جوش‌اند. کارگرها و آشپزها به آماده‌سازی مقدمات کار مشغول‌اند و خانم شریدن و سه دختر نوجوان‌اش ـ مگ، جوزی، و لورا ـ بر فعالیت آن‌ها نظارت دارند. در نزدیکی محل سکونت شرایدن‌ها فاجعه‌ای رخ داده است که آن‌ها از وقوع آن بی‌خبرند. «اسکات» گاری‌چی، ساکن آلونک‌های پایین تپه ـ تپه‌ا‌ی که خانه‌ی شرایدن‌ها بر فراز آن قرار دارد - مرده است. اسب او «از یک واگن باری رم کرده و او را با مغز زمین زده و کشته.» این خبر را کارگر شیرینی‌فروشی، که اکلرهای خامه‌ای سفارشی را آورده، با هیجان به اطلاع پیش‌خدمت‌ها و دخترها می‌رساند. این روی‌داد، با آن‌که در اواسط داستان آشکار می‌شود، نقطه‌ی آغاز کشمکش پلات و پروراننده‌ی درون‌مایه‌ی آن است. لورا بسیار متاثر می‌شود. به هر حال، اسکات هم‌سایه‌ی آن‌هاست و اگر گاردن‌پارتی برگزار شود، صدای ارکستر و همهمه‌های شادی و خنده تا منزل او خواهد رسید و زن و پنج بچه‌ی قد و نیم قد او را غم‌گین‌تر خواهد کرد. لورا معتقد است مهمانی باید کنسل شود اما مادر و خواهران‌اش چون‌این عقیده‌ای ندارند. او، هر چه تلاش می‌کند، موفق به منصرف کردن آن‌ها از برگزاری مراسم نمی‌شود و سرخورده به اتفاقات گردن می‌نهد. لورا صبح هم، هنگامی که کارگرها برای نصب چادرها در باغ آمده‌اند، رفتاری خارج از تشریفات الزامی طبقه‌ای که به آن تعلق دارد انجام داده و با کارگرها بسیار خودمانی و گرم برخورد کرده است.

منسفیلد در کنار توصیف باغ مجلل شریدن‌ها و ریخت و پاش مفصل مهمانی آن‌ها بر روی تپه درباره‌ی زاغه‌های دامنه‌ی تپه که کارگرها و رخت‌شوی‌ها در آن‌ها ساکن‌اند هم می‌نویسد و خواننده را در مقابل منظره‌ای با دو دنیای متفاوت قرار می‌دهد، دنیای بورژوازی و دنیای پرولتاریا. البته او این تقابل را از دیدگاهی انسان‌دوستانه و بشری به نمایش می‌گذارد و نه به شیوه‌ی ادبیات مارکسیستی تصنعی. این است که داستان‌اش تاثیرگذار است و احساسات خواننده را به غلیان وامی‌دارد و اندوه او را نسبت به این تفاوت‌ها برمی‌انگیزد.

لورا پرسوناژ اصلی داستان است. او با کارگرها و فقرا هم‌دل است اما هم‌نشین اغنیاست. برای او بسیار دش‌وار است که ازیک طرف مهمانی و خوشی اعیان و اشراف دور و برش را ببینید و از طرف دیگر مرد فقیری را که مرده و خانواده‌اش بر جنازه‌ی او مویه می‌کنند. هیچ کاری از دست او برنمی‌آید جز این‌که گریه کند و در انتهای داستان، و در میانه‌ی گریستن، جمله‌ی پرمعنی‌اش را خطاب به برادرش بگوید: «زنده‌گی جدن خیلی... جدن خیلی...» جمله‌ای که ناقص می‌ماند و او صفت مناسبی برای‌اش نمی‌یابد اما این ناگفته از سد گفته تاثیرگذارتر و پرمعناتر است.

نکته‌ی قوت «گاردن‌پارتی» این است که منسفیلد به دام سانتیمانتالیسم نیفتاده و با روایتی خون‌سرد و بی‌طرفانه موفق می‌شود خواننده را به هنگامه‌ی ماجرایی دردآلود پرتاب کند و او را به قضاوت وادارد. «گاردن‌پارتی» آیینه‌ای تمام‌عیار از نابرابری طبقاتی و مرثیه‌ای بر بی‌عدالتی آشکار جهان است.

::: یادداشت بعدی کتابلاگ: معرفی نمایش‌نامه‌ی «مرگ یزدگرد» نوشته‌ی «بهرام بیضایی.»


امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 4 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=36
دیدگاه‌
<< صفحه بعدی ۰۱ صفحه قبلی >>
ugd
یک‌شنبه - ۳۰ تیر ۱۳۹۲
nono  nono  nono  nono  nono  nono  bowl  yinyang  yinyang  yinyang  yinyang  biggrin  tongue  tongue  tongue  sick  biggrin  artist  bowl  biggrin  cry  bowl  pirate
امکانات: Email Website

رویا
دوشنبه - ۱ خرداد ۱۳۹۱
اولین بار که داستانهای کاترین منسفیلد را خواندم - تقریبن همین یک هفته پیش:) - اصلن ابدن فکرش را نمی کردم هزار و هشتصد و خرده ای به دنیا آمده باشد. داستان های او حتا در مقایسه با بیش تر داستان کوتاه های امروزی مدرن به شمار می روند. باید تابغه ای چیزی بوده باشد!  
امکانات: Email Website

معین
جمعه - ۳۰ بهمن ۱۳۸۸
من این داستانو انگلیسی‌ خوندم. تو مجموعه‌ی fifty great short stories که از نویسنده های مختلف داستان های مطرحشونو آورده و خیلی خوبه.

اون جمله‌ آخرش هم اینه:?-isn't life
امکانات: Email Website

کاکا
جمعه - ۳۰ بهمن ۱۳۸۸
شما اطلاعاتی در مورد رمان "زیر کوه اتشفشان"اثر مالکوم لاوری ندارید؟
میتونید یه مطلب در مورد خودش و ترجمه اش بنویسی؟
(مترجمش صالح حسینی است)

پاسخ کتابلاگ
دوست عزیز، نمی‌دانم منظورتان از اطلاعات درباره‌ی این رمان چیست، یعنی دقیقن چه اطلاعاتی می‌خواهید، اما گمان می‌کنم خودتان هم بدانید که این رمان یکی از به‌ترین رمان‌های قرن بیستم است و در فهرست انتشارات رندم هاوس به‌عنوان یکی از سد اثر برتر نوشته شده به زبان انگلیسی انتخاب شده است. متاسفانه، من هنوز موفق نشده‌ام این کتاب را بخوانم و، با توجه به حجم زیاد آن، گمان نمی‌کنم در آینده‌ی نزدیک موفق شوم آن‌را مطالعه می‌کنم و یادداشتی درباره‌اش بنویسم. عذر می‌خواهم.
امکانات: Email Website

ثبت نظر
برای ثبت نظر جدید در ارتباط با نوشته فرم زیر را کامل کنید.
وارد کردن مواردی که با علامت v مشخص شده‌اند الزامی است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونیک:
سایت اینترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصی
در صورت انتخاب این گزینه، نظر بصورت خصوصی ثبت خواهد شد و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.
تاییدیه: v
برای تایید اطلاعات فرم متن داخل تصویر را مجددا وارد نمایید.

 
نوشته‌های مرتبط

RSS 2.0

javied1364@gmail.com

امکانات
خبرنامه سایت
گزارش‌ها
مطالب سایت
نوشته ها: ۲۸۰
نظرات: ۹۸۳
دنبالکها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۲۵۹۰۹۹۵ صفحه
مشاهده امروز: ۱۰۴ صفحه
بیشترین مشاهده:
جمعه - ۴ فروردین ۱۳۹۶
تعداد: ۲۶۶۷۴ صفحه
بازدید همزمان
در حال حاضر: ۱ نفر
بیشترین بازدید همزمان:
چهارشنبه - ۱۷ شهریور ۱۳۹۵
تعداد: ۳۶۱ نفر
مراجعه به: