نوشته‌ها
لیست نوشته ها
جستجو

چهارشنبه - ۵ اسفند ۱۳۸۸

yazdgerdیزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی بود. او در سال ۶۳۲ میلادی بر اریکه‌ی قدرت نشست و دیهیم فرمان‌روایی ایران‌زمین را بر سر گذاشت. هرچند دولت او دولت مستعجل نبود اما بخت‌ یاری‌اش نکرد و گرفتار حمله‌ی اعراب شد. او در این جنگ شکست سختی خورد و، آن‌چون‌آن‌ که تاریخ گواهی می‌دهد، در نزدیکی مرو به آسیایی پناه برد و آن‌جا آسیابان برای تصاحب جامه‌ها و جواهرات‌اش او را کشت. در نظر اول، شاید این اتفاق بار دراماتیک چندانی نداشته باشد. به نظر می‌آید خیلی سخت است که بتوان از دل این ماجرای تاریخی یک اثر ادبی ماندگار بیرون کشید، اما این کاری‌ست که «بهرام بیضایی» انجام داده و موفق شده است یزدگرد سوم را از اعماق تاریخ به صفحات کتاب، صحنه‌ی تئاتر و سکانس‌های سینما بکشاند و تحسین چند نسل از علاقه‌مندان هنرهای نمایشی و فرهنگ‌دوستان را برانگیزد.

«مرگ یزدگرد،» که نمایش‌نامه‌ای تک‌پرده‌ای‌ست، از لحظه‌ای می‌آغازد که جسد شاه بر میانه‌ی آسیا افتاده است و آسیابان، هم‌سر و دختر او و نیز چند تن از کارگزاران و نزدیکان یزدگرد دور پیکرش ایستاده‌اند. این کارگزاران سردار، موبد، سرکرده و سرباز هستند و از وابسته‌گان و قدرت‌مندانی‌اند که پادشاه را در آخرین گریز هم‌راهی می‌کرده‌اند. آن‌ها در میانه‌ی راه یزدگرد را گم می‌کنند و زمانی به آسیا می‌رسند که پیکر خونین آخرین فرمان‌روای ساسانی در میان تاریکی و نموری ساختمان نیمه‌ویران آسیا از هراس چیره‌گی تازیان و فرجام نامشخص خود رها شده است. سردار و موبد در هم‌آن مکان به محاکمه‌ی آسیابان و خانواده‌اش می‌نشینند تا سپس با خیالی آسوده آن‌ها را به پادافره‌ی قتل یزدگرد به چوبه‌ی دار و تنور داغ بسپارند.

آسیابان و خانواده‌اش منکر قتل یزدگرد می‌شوند و بر بی‌گناهی خود اصرار دارند، طوری که موبد و سردار را نیز به شک و تردید می‌اندازند. سرتاسر نمایش‌نامه روایت آسیابان و زن و دختر او از ماجرای حضور شاه در خانه‌ی‌شان و نحوه‌ی مرگ اوست. آن‌چه این واقعه‌ی تاریخی را دراماتیزه کرده و آن را تا سطح یک شاه‌کار بالا برده عدم قطعیتی‌ست که در پلات اثر وجود دارد. روایت‌ها متناقض و متفاوت‌اند و هر دم حقیقتی را دروغ می‌انگارند و دروغی را حقیقت می‌نمایانند. آسیابان، زن، و دختر چندین و چند بار داستان را تغییر می‌دهند و روایتی تازه ارائه می‌کنند. این روایت‌ها نه تنها موبد و سردار که خواننده‌گان را هم به نتیجه‌ی قطعی و حقیقت محض ره‌نمون نمی‌شوند، و این نه تنها یک ویژه‌گی فرمی مدرن و ستودنی‌ست که درون‌مایه‌ی ناب و تفکربرانگیز اثر را نیز در خود مستتر دارد. اگر بخواهم از داستان‌های خارجی مثال بیاورم، می‌توانم بگویم که شگرد «مرگ یزدگرد» شباهت فراوانی به شگرد داستان معروف «در جنگل،» نوشته‌ی «ریونوسوکه آکوتاگاوا،» دارد. آن داستان هم نمونه‌ی اعلای چیزی‌ست که «باختین» پلی‌فونی می‌نامید.

باری، پلی‌فونی «مرگ یزدگرد،» با توجه به زمینه‌ی تاریخی این اثر، علاوه بر جذابیت‌های روایی، درون‌مایه‌ای فوق‌العاده را نیز پرورانده است. آسیابان و زن و دختر او هر دم بر طبلی می‌کوبند. گاه مدعی می‌شوند که یزدگرد خودکشی کرده، گاه می‌گویند که او را به فرمان غیر قابل سرپیچی خود کشته‌‌اند، سپس او را ریژورزی تصویر می‌کنند که به ناموس آسیابان دست‌درازی کرده و به مکافات این گناه نابخشودنی مجازات شده، و در پایان اصولن منکر می‌شوند که جسد متعلق به یزدگرد است و، با انکار گفته‌های قبلی‌شان، می‌گویند که پیکر خون‌آلود کالبد آسیابان است و پادشاه، برای این‌که از تازیان مخفی بماند، او را کشته و خود به جامه‌ی او در آمده است. همه‌ی این روایت‌ها با جزییاتی باورپذیر مطرح می‌شوند و مخاطب را به شک می‌اندازند که کدام‌یک دروغ‌اند و کدام‌یک راست.

در خلال این روایت‌ها، سرکرده جمله‌ای را به زبان می‌آورد که باید آن را شاه‌کلید راه‌یابی به درون‌مایه‌ی اثر دانست. او می‌گوید: «تاریخ را پیروزشده‌گان می‌نویسند.» درواقع، می‌توان عدم تعینی که در پلات «مرگ یزدگرد» دیده می‌شود را شرحی بر هم‌این یک جمله دانست. درون‌مایه‌ی اثر تشکیک بر حقیقت است. هیچ حقیقت مطلقی وجود ندارد و می‌توان هزاران روایت و قرائت از واقعیت داشت. آن‌چه نوع نگاه به یک حقیقت و بازآفرینی آن‌را معین می‌کند، منافعی‌ست که در زمان‌ها و مکان‌های مختلف تغییر می‌کند. تاریخ‌ را پیروزها نوشته‌اند و اگر روزگاری ورق بازگردد، شکست‌خورده‌گان دی‌روز و پیروزان ام‌روز روایتی نو خواهند نوشت و چه بسیار حقیقت‌ها که کتمان یا عیان شوند. نباید فریب تاریخ را خورد.

«مرگ یزدگرد» را نشر «روشن‌گران و مطالعات زنان» منتشر و در سال‌های مختلف تجدید چاپ کرده است. این اثر برای اولین بار و آخرین بار، از یکم مهر تا بیستم آبان ۱۳۵۸، با نقش‌آفرینی «سوسن تسلیمی،» «مهدی هاشمی،» «یاسمن آرامی،» «امین تارخ،» «محمود به‌روزیان،» «کریم اکبری،» و «یعقوب شکوری» اجرا شد. در سال ۱۳۶۰ هم نسخه‌ی سینمایی آن با سرمایه‌ی شبکه‌ی دوم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ساخته شد که، متاسفانه، به دلایلی ـ از جمله بی‌حجابی بازی‌گران زن ـ به نمایش عمومی درنیامد.

feedلطفن، مشترک فید کتابلاگ شوید تا آسان و همیشه مطالب را بخوانید.

http://www.ketablog.ir/xml/blogs.xml.php


امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 1 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=37
دیدگاه‌
<< صفحه بعدی ۰۱ صفحه قبلی >>
ناصر
شنبه - ۸ اسفند ۱۳۸۸
سلام
امیدوارم خوب باشید.از خوانندگان دائمی وبلاگ شما هستم.شما نوشتید که دانش آموخته ادبیات هستید.درخواستی دارم. درسنامه هایی  از آثار کلاسیک ادبیان  ایران (نطم ونثر) با توضیحات استادان  ادبیات فارسی به همت ناشران مختلفی مانند نشر قطره،سخن ، فرزان روز و .. چاپ شده است که امیدوارم روزی چند تا از بهترین درسنامه ها را برای استفاده خوانندگان در این وبلاگ معرفی کنید.

پاسخ کتابلاگ
چشم، دوست عزیز. چون‌آن‌چه فرصتی دست دهد، حتمن از این دست کتاب‌ها هم معرفی خواهم کرد.
امکانات: Email Website

ثبت نظر
برای ثبت نظر جدید در ارتباط با نوشته فرم زیر را کامل کنید.
وارد کردن مواردی که با علامت v مشخص شده‌اند الزامی است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونیک:
سایت اینترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصی
در صورت انتخاب این گزینه، نظر بصورت خصوصی ثبت خواهد شد و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.
تاییدیه: v
برای تایید اطلاعات فرم متن داخل تصویر را مجددا وارد نمایید.

 
نوشته‌های مرتبط

RSS 2.0

javied1364@gmail.com

امکانات
خبرنامه سایت
گزارش‌ها
مطالب سایت
نوشته ها: ۲۸۰
نظرات: ۹۸۳
دنبالکها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۲۶۷۵۲۵۰ صفحه
مشاهده امروز: ۷۰۷ صفحه
بیشترین مشاهده:
جمعه - ۴ فروردین ۱۳۹۶
تعداد: ۲۶۶۷۴ صفحه
بازدید همزمان
در حال حاضر: ۵ نفر
بیشترین بازدید همزمان:
چهارشنبه - ۱۷ شهریور ۱۳۹۵
تعداد: ۳۶۱ نفر
مراجعه به: