نوشته‌ها
لیست نوشته ها
جستجو

چهارشنبه - ۱ اردیبهشت ۱۳۸۹

از چهارده ساله‌گی می‌ترسمخیلی از داستان‌هایی که در سال‌های اخیر در ایران منتشر شده‌اند، اعم از رمان و مجموعه‌داستان، کار «نویسنده‌های زورکی»ست! یعنی آدم‌هایی که استعداد، خلاقیت و علم نوشتن را ندارند اما به هر ضرب و زوری هست چهار تا دیالوگ در دهان دو تا شخصیت گذاشته‌اند و داستانی نوشته‌اند. «حسن محمودی» اما جوهر نوشتن دارد. او یکی از به‌ترین داستان‌نویسان پس از انقلاب است. داستان‌های او تمامی ویژه‌گی‌های یک داستان جذاب مدرن را دارند و در عین حال «مکانیکی» نشده‌اند و از یک سلسله عناصر داستانی صرف فراتر می‌روند. روایت‌های او از حجم انبوهی کشمکش و مواد خام داستانی تشکیل شده‌اند و پخته‌گی قلم نویسنده‌ای کارکشته را یدک می‌کشند.
«از چهارده ساله‌گی می‌ترسم» سومین مجموعه‌داستان حسن محمودی‌ست. از این نویسنده پیش از این دو مجموعه‌ی «وقتی آهسته حرف می‌زنیم، المیرا خواب است» و «یکی از زن‌ها دارد می‌میرد» منتشر شده بود.
داستان‌های «از چهارده ساله‌گی می‌ترسم» به هم‌آن سبک ویژه‌ وشناس‌نامه‌دار حسن محمودی نوشته شده‌اند. زمان روایت زمان حال است و با فلش‌بک‌ها و فلش‌فورواردهای فراوان اند‌ک‌اندک قصه قد می‌کشد و گام به گام خواننده را با خود هم‌راه می‌کند. پلات‌های داستان‌ها پلات‌هایی فوق‌العاده جذاب‌اند و هم‌زمان از عدم قطعیتی سود می‌برند که آن‌ها را از داستان‌های خطی و تک‌بعدی به داستان‌های چندوجهی و منشوروار بدل می‌سازند. غالب آن‌ها در فضایی جادویی و خیالی می‌گذرند و ذهنیت در آن‌ها مهم‌تر از عینیت است. کاراکترها و نشانه‌های مشابه، هم‌چون خطی نامرئی، داستان‌ها را به هم پیوند داده‌اند و باعث شده‌اند علاوه بر هویت مستقل تک تک داستان‌ها مجموعه کلیتی واحد و تاثیرگذارتر داشته باشد.
محمودی قصه‌‌های کلاسیک را به خوبی می‌شناسد و با میراث قصه‌گویی ایرانی آشناست. او سنت را با مدرنیته پیوند داده و سبکی غیرقابل تقلید آفریده است. محمودی به‌راحتی حتا یک ماجرای ساده را، ماجرای قتل یک مرد به دست یک دختر تازه‌بالغ، که هر روز مشابه‌اش در روزنامه چاپ می‌شود، به داستانی خواندنی بدل می‌کند. بعضی از داستان‌های کوتاه کتاب، مثل «سی‌در،» «قول و قرار،» و «ناخن‌ها و آواز» بی‌گمان می‌توانند در فهرست به‌ترین داستان‌های کوتاه چاپ شده پس از انقلاب اسلامی جایی برای خود باز کنند.
حرف درباره‌ی این کتاب بسیار است اما ترجیح می‌دهم گفتنی‌های دیگر و جزیی‌تر را در یادداشتی مستقل بپروانم.
من اکثر کارهای چاپ‌شده در سال ۸۸ را خوانده‌ام. به‌نظر من، «از چهارده ساله‌گی می‌ترسم،» اگر به‌ترین مجموعه‌داستان منتشرشده  در این سال نباشد، دست‌کم در گروه سه مجموعه‌ی برتر سال ۸۸ قرار می‌گیرد. به همه‌ی کتاب‌خوان‌ها توصیه می‌کنم به جای آن‌که پول‌شان را خرج خریدن کتاب‌های صد من یک غاز کنند و سوهان روح بخرند، «از چهارده ساله‌گی می‌ترسم» حسن محمودی را تهیه کنند و از مطالعه‌ی هشت داستان ناب لذت ببرند.
با محمودی قرار گذاشته بودم که با هم گفت‌وگویی درباره‌ی این کتاب برای روزنامه‌ی «بهار» انجام دهیم. بهار توقیف شد و متاسفانه باز ما ادبیاتی‌های مطبوعاتی، که کاری به سیاست نداریم، چوب سیاست را خوردیم. کاش یک روزنامه‌ی ویژه‌ی فرهنگ و هنر، با اسپانسر قوی، داشتیم و بی‌دغدغه فعالیت می‌کردیم. فرصت را غنیمت می‌دانم و از دوست خوب‌ام «احسان عابدی،» که با او یک هم‌کاری هرچند کوتاه اما لذت‌بخش در گروه فرهنگ و هنر روزنامه‌ی بهار داشتم، تشکر می‌کنم. بهار هم به خاطره‌ی همه‌ی روزنامه‌هایی که در این سال‌ها در آن‌ها یادداشت نوشته‌ایم پیوست.

امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 6 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=61
دیدگاه‌
<< صفحه بعدی ۰۱ صفحه قبلی >>
حمید شهیدی
جمعه - ۳ اردیبهشت ۱۳۸۹
آقای جاوید مطمئن باشید شما از هر كتاب دیگری كه تعریف می كردید، یك سری آدم ناشناس باز هم به شما بد و بیراه می گفتند. مسئله ی آن ها تو نیستی مسئله شان این است كه از كتاب های بدشان تعریف كنی.
امکانات: Email Website

امید
پنج‌شنبه - ۲ اردیبهشت ۱۳۸۹
آخر مگر تو دلیل مستند آورده ای که دیگران دلیل بیاورند و مباحثه بشود. فقط با کلی گویی از کتابی تعریف کرده ای. به گمانم گفته های سروش درست است . نان قرض دادن ها آن هم این طور شتاب زده همین چند خواننده داستان را هم از میان خواهد برد.
امکانات: Email Website

علی
پنج‌شنبه - ۲ اردیبهشت ۱۳۸۹
جناب جاوید

با این نظر شما مخالفم
خیلی از داستان‌هایی که در سال‌های اخیر در ایران منتشر شده‌اند، اعم از رمان و مجموعه‌داستان، کار «نویسنده‌های زورکی»ست! یعنی آدم‌هایی که استعداد، خلاقیت و علم نوشتن را ندارند اما به هر ضرب و زوری هست چهار تا دیالوگ در دهان دو تا شخصیت گذاشته‌اند و داستانی نوشته‌اندالفم
اهانت است به اصحاب قلم دیگر اینکه هر اثری در اغاز نقاط ضعفی دارد  به مرور نوشتن قلم توانمند می شود نگاهی بیندازید اثار قلمی اولین انتشار جلال ال احمد ،احمد محمود ] دولت آبادی بعد مقایسه کنید با مدیر مدرسه  مدار صفر درجه و کلیدر و...
امکانات: Email Website

سروش
پنج‌شنبه - ۲ اردیبهشت ۱۳۸۹
فضای بیماری که گریبانگیر ادبیات امروز ماست قربانی ای جز  خود ادبیات و مخاطب بیچاره ای که دنبال داستان خوب می گردد ندارد . مطابق اغلب روابط ما ایرانی ها هیچ وقت حد وسطی وجود ندارد یا بد است یا خوب ( جالب انکه در آرزوی دموکراسی هم هستیم ) این روابط و اخلاق ادبیات را هم بی نصیب نگذارده است . به یک باره کتابی در حد شاهکار بالا می رود و بقیه هم با زباله مقایسه می شنود . از چهارده سالگی می ترسم هم از این قاعده مستثنی نیست ( شب ممکن هم البته توی صف ایستاده که آقایان بفرستندش هوا) .وقتی به اصطلاح منتقدینی چون شما یک سری داستانهای رمانس گونه که ادای مدرن بودن را در می اورند را بهترین داستانهای بعد از انقلاب ( کله پاچه ی مورچه ) معرفی می کنید و 2-3 روزنامه ی مطرح هم همین ها را با اندکی بالا و پائین تکرار می کنند امر بر یک سری مشتبه می شود که خب حتما خبری است .البته وضعیت بعضی نویسندگان هم بهتر از این نیست مثلا اقای علیخانی عروس بید را می نویسند و اقای کربلایی لو به به چه چه می کنند و دو روز بعد که کتاب کربلایی چاپ می شود تادانه دیدن دارد .عکس هایی از کربلایی با کتابش همراه با لبخندی لوند . اقایان مشغول دل دادن و قلوه ستاندن هستند.بیچاره ادبیات که با این معلق زدن ها نه پیشرفتی می کند نه مخاطبی پیدا می کند .همین اقای محمودی وقتی یوسف اباد چاپ شد نویسنده را در حد مارکز و صد سال تنهایی بالا بردند و به حال انصعاق افتادند .... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
امکانات: Email Website

بهروز حجت
پنج‌شنبه - ۲ اردیبهشت ۱۳۸۹
با شما موافقم. اما از داستان سی در خوشم نیامد. از قول و قرار عالی است. خود از چهارده سالگی می ترسم داستانی است که به تمام داستان های جایزه بگیر این سال ها می ارزد. پله هایی که بالا نرفته ام را هم دوست داشتم. زبان داستان ها حرف زیادی برای گفتن دارد. یاداشت شما نظرم را  درباره ی از چهارده سالگی می ترسم تایید کرد. یاداشت های شما را دنبال خواهم کرد.
امکانات: Email Website

فرهاد
پنج‌شنبه - ۲ اردیبهشت ۱۳۸۹
خیلی تند می روی دوست من. شما کی هستید که این‌طور همه آثار دیگر را زیر سئوال می برید و یک اثر متوسط را چنین برجسته می کنید.
ماههاست که نت پر شده از مطالبی در مورد دو کتاب متوسط " از چهارده سالگی می ترسم" و "پرتره مرد ناتمام".
واقعا اگر ادبیات امروز این مملکت این است که جای تاسف است.
متاسفانه باند بازی ها و روابط مشمئزکننده در وادی ادبیات و کتاب هم وارد شده است.

پاسخ کتابلاگ
۱) من اثری را زیر سئوال نبرده‌ام. اگر نام کتاب یا نویسنده‌ای را در این یادداشت می‌بینید، به من هم نشان‌اش دهید.
۲) اگر مایل‌اید، یادداشتی بنویسد و مستدل نظر من را درباره‌ی «از چهارده‌ساله‌گی می‌ترسم» رد کنید و بگویید چرا این کتاب ضعیف است؟ من آن‌را در کتابلاگ منتشر خواهم کرد و دلایل خودم را نیز خواهم نوشت. آن‌وقت مخاطبان می‌توانند قضاوت کنند چه کسی بر حق است. مباحثه‌ی خوبی خواهد شد. پیش‌نهاد نامعقولی‌ست؟ بالاخره شما که می‌گویید این کتاب ارزش این همه تعریف را ندارد، باید دلایل منطقی داشته باشید دیگر.
۳) می‌شود بگویید به نظر شما به‌ترین مجموعه‌داستان‌های سال ۸۸ کدام‌اند که از چهارده ساله‌گی می‌ترسم بین سه مجموعه‌ی برتر سال هم قرار نمی‌گیرد؟
امکانات: Email Website

ثبت نظر
برای ثبت نظر جدید در ارتباط با نوشته فرم زیر را کامل کنید.
وارد کردن مواردی که با علامت v مشخص شده‌اند الزامی است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونیک:
سایت اینترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصی
در صورت انتخاب این گزینه، نظر بصورت خصوصی ثبت خواهد شد و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.
تاییدیه: v
برای تایید اطلاعات فرم متن داخل تصویر را مجددا وارد نمایید.

 
نوشته‌های مرتبط

RSS 2.0

javied1364@gmail.com

امکانات
خبرنامه سایت
گزارش‌ها
مطالب سایت
نوشته ها: ۲۸۰
نظرات: ۹۸۳
دنبالکها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۲۶۳۰۳۰۱ صفحه
مشاهده امروز: ۸۹ صفحه
بیشترین مشاهده:
جمعه - ۴ فروردین ۱۳۹۶
تعداد: ۲۶۶۷۴ صفحه
بازدید همزمان
در حال حاضر: ۲ نفر
بیشترین بازدید همزمان:
چهارشنبه - ۱۷ شهریور ۱۳۹۵
تعداد: ۳۶۱ نفر
مراجعه به: